[ فصل 7 ]
اى احمد ! آيا مىدانى بنده در چه حالى به من نزديك است ؟ پيامبر عرض كرد :
پروردگارا ! نمىدانم . خداوند فرمود : وقتى كه گرسنه يا در سجده است .
[ فصل 8 ]
اى احمد ! از سه بنده در شگفتم : بندهاى كه به نماز مىايستد و مىداند دست به سوى چه كسى دراز كرده و در برابر چه كسى ايستاده است ، امّا چرت مىزند و در شگفتم از بندهاى كه خوراك روزش از گياه يا غير آن فراهم است و در غم روزى فرداست و در شگفتم از بندهاى كه نمىداند من از او راضى هستم يا بر او خشمگينم ، امّا غافلانه مىخندد .
[ فصل 9 ]
اى احمد ! در بهشت كاخى از دُرّ و مرواريد متراكم ، بىهيچ رشتهء وصل و اتصالى سر برافراشته است كه خاصّان درگاه از آن بهرهمندند . هر روز ، هفتاد بار به ايشان مىنگرم و در هر بار با آنها گفتگو مىكنم و بر شوكت و جلالشان هفتاد برابر آنچه هست مىافزايم .
اگر عيش و خوشى بهشتيان به خوردن و آشاميدن است ، كامجويى آنان به ياد من ، گفتگو با من و سخنگويى من با ايشان است . پيامبر عرض كرد : پروردگارا ! نشانهء اينان چيست ؟
خداوند فرمود : به بند كشيده شدگانند كه زبان را از زيادهگويى ، و اندرون را از زيادهخورى باز داشتهاند .
[ فصل 10 ]
اى احمد ! محبت به من ، در واقع محبت به فقيران و نزديكى جستن به ايشان است . پيامبر عرض كرد : پروردگارا ! فقيران چه كسانى هستند ؟ خداوند فرمود :
آنان كه به اندك زندگى خشنود و بر گرسنگى شكيبايند ، در آسايش و نعمت شكرگزارند و بر گرسنگى و تشنگى هرگز شكايت نكنند ، دروغ بر زبان جارى نسازند
سر الإسراء في شرح حديث المعراج (فارسى) — صفحة 31
مساهمون: الشيخ علي سعادت پرور (پهلوانى تهرانى)
ص٣١