[ فصل 3 ]
اى احمد ! اگر مىخواهى پارساترين مردم باشى ، نسبت به دنيا بىميل و نسبت به آخرت مشتاق و راغب باش . پيامبر عرض كرد : پروردگارا چگونه نسبت به دنيا زاهد و بىميل باشم ؟ خداوند فرمود : از خوردنى ، آشاميدنى و لباس در دنيا به قدر كفاف و گذران زندگى بهره بگير . چيزى براى فردا اندوخته مكن و پيوسته به ياد من باش . پيامبر عرض كرد : پروردگارا چگونه پيوسته به ياد تو باشم ؟ خداوند فرمود : با خلوت گزيدن از مردم ، ناخوش داشتن ترش و شيرين دنيا و خالى نگهداشتن شكم و خانهات از مظاهر دنيا .
[ فصل 4 ]
اى احمد ! مبادا همچون كودكان ، آب و رنگ دنيا و سبز و سرخ آن را دوست بدارى و به شيرين و ترش آن فريفته شوى . پيامبر عرض كرد : پروردگارا مرا به كارى راهنمايى كن كه با آن به تو نزديكى جويم . پروردگار فرمود : شبت را روز و روزت را شب قرار ده .
پيامبر عرض كرد : پروردگارا چگونه چنين كنم ؟ خداوند فرمود : خوابت را نماز و خوراكت را گرسنگى قرار ده .
[ فصل 5 ]
اى احمد ! به عزّت و جلالم سوگند ، هيچ بندهاى نيست كه چهار صفت را براى من تضمين كرده باشد ، مگر اينكه او را به بهشت برم : زبانش را بر بيهودهگويى بسته و جز بر سخن مفيد نگشايد ، دلش را از وسوسه و واردات شيطانى نگه دارد ، به توجه و آگاهى من بر خودش ، توجه دائمى داشته باشد و گرسنگى ، نور چشمش باشد .
[ فصل 6 ]
اى احمد ! كاش شيرينىِ گرسنگى ، سكوتِ انديشمندانه و تنهايى و نتايج آنها را مىچشيدى ! پيامبر عرض كرد : پروردگارا ثمرهء گرسنگى چيست ؟ خداوند فرمود :
حكمت ، حفظ قلب ، تقرّب به من ، اندوه هميشگى ، سبكبارى ، حقگويى و بىپروايى از سخت و آسان زندگى .
سر الإسراء في شرح حديث المعراج (فارسى) — صفحة 29
مساهمون: الشيخ علي سعادت پرور (پهلوانى تهرانى)
ص٢٩