تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سر الإسراء في شرح حديث المعراج (فارسى) — صفحة 253

مساهمون:

ص٢٥٣
2 . اندوه به خاطر نعمت‌هاى خدايى از دست رفته ، مثل اندوه بر دورى و مرگ فرزند صالح . از اين اندوه گريزى نيست ؛ زيرا دل‌شكستگى و ظهور آثار اندوه ، از ويژگىهاى طبع انسان است و تا وقتى كه به انجام كارى يا اظهار - سخنى كه به خشم خداوند متعال و ناخشنودى از قضاى الهى منجر نشود - اشكالى ندارد . 3 . اندوه انسان نسبت به بىخبرىها ، غفلت‌ها و گناهان يا اعمال شايسته‌اى كه از كف داده يا اخلاق نيكويى كه كسب نكرده و همچنين گرفتاريهاى آخرتى كه با آن‌ها روبرو خواهد شد ؛ نظير : احتضار ، جان دادن ، اوضاع گور و بعد از آن ، برزخ و ايستادن در پيشگاه خدا براى محاسبهء اعمال و گذشتن از صراط . اين اندوه پسنديده‌اى است كه به دست آوردن آن ، فراوان سفارش شده است ؛ اگر چه با حضور بر گور مردگان و قرائت آيات الهى باشد . اين همان چيزى است كه خداوند متعال آن را دوست دارد و از ويژگيهاى صالحان شمرده مىشود . شايد كلام پيامبر - صلّى اللَّه عليه وآله و سلم - خطاب به ابوذر نيز به همين اندوه ، اشاره مىنمايد . در حديث معراج نيز از نوع سوم اندوه ، به « اندوه هميشگى » تعبير شده است ، كه آثار معنوى والايى در پى دارد . آثارى هم‌چون : رشد معنوى انسان ، برانگيختن او بر اصلاح خود ، جبران فضيلت‌هاى از دست رفته و تلاش جهت پاك كردن نفس و به كمال رساندن آن . بديهى است اين آثار ، با پيوستگى و دائمى بودن حزن و اندوه حاصل مىشود ؛ زيرا انسان به اقتضاى جنبهء بشرى ، اگر از اين اندوه خارج شود ، به بىخبرى ، حجاب و غفلت‌هاى گوناگون دچار مىشود . روشن است كه اين اندوه هميشگى ، خود از نتايج گرسنگى و خالى نگه داشتن شكم است ؛ زيرا شكم هرگاه پر شود ، مجالى براى اندوه دائمى باقى نمىگذارد ، بلكه سبب برانگيخته شدن شهوات و خواهشهاى نفسانى شده ، صاحبش را به هر غفلتى مىكشاند .