تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سر الإسراء في شرح حديث المعراج (فارسى) — صفحة 239

مساهمون:

ص٢٣٩
كنم و چهار در به روى آن‌ها بگشايم . . . درى كه هرگاه بخواهند ، بىهيچ سختى از آن در ، مرا بنگرند . » 312 . « اى احمد ! ورع و پارسايى ، درهاى عبادت را بر روى بنده مىگشايد و بنده به سبب آن در نزد مردم ، بزرگ داشته مىشود و به واسطهء آن به خداى بزرگ مىرسد . » 313 . و در خصوص آن‌چه به كسانى داده مىشود كه براى خشنودى او كار كرده‌اند ، آمده است : « و چشم دلش را به روى جلال و عظمتم بگشايم ، علم بندگان خاصّم را از او پنهان ندارم ، در تاريكى شب و روشناى روز با او نجوا كنم تا از هم‌سخنى و همنشينى با مخلوق ، يك‌سره دست كشد و كلام خود و فرشتگانم را به او مىشنوانم و سرّى را كه از خلقم پنهان داشته‌ام ، بر او آشكار مىسازم . . . سپس كارنامه‌اش را در دست راستش مىگذارم ، آن را گشوده مىخواند و بين خودم و او واسطه‌اى در سخن گفتن قرار نخواهم داد ، آن‌گاه او را به سوى خود برمىكشم ، پس گاه به طرفين متمايل مىشود ، گاه مىايستد ، گاه مىنشيند و گاه آرام مىگيرد و سرانجام از صراط مىگذرد . . . سپس حجاب بين خود و او را برمىدارم و او را از مكالمه با خودم بهره‌مند ساخته و لذّت نظاره بر خودم را به او مىچشانم . . . و عقل و ادراكش را يكسره در شناخت خود ، غرق و مشغول سازم و خود به جاى عقل او به حكومت و قضاوت بنشينم و مرگ و شدّت و تلخى و ترس آن را برايش آسان گردانم . . . ملائكه و فرشتگان بالاى سرش به خدمت مىايستند ، در دست هر فرشته‌اى جامى از آب كوثر و جامى از شراب موجود است كه روحش را با آن سيراب مىسازند تا شدّت و سختى مرگ از ميان برود و مژدهء بزرگى به او مىدهند و به او مىگويند : پاكيزه‌اى و جايگاهت پاكيزه باد ، تو بر خداى عزيز كريم و حبيب قريب ، وارد خواهى شد . آن‌گاه روح او از ميان فرشتگان پرواز كرده و در كمتر از چشم بر هم زدنى به سوى خداوند بالا مىرود و بين او و خداوند هيچ پرده و حجابى باقى نمىماند و خداوند عزّ و جل به او مشتاق است . . . خداوند متعال مىفرمايد : به عزّت و جلالم سوگند هيچگاه بين خودم و تو حجابى قرار ندهم تا هر گاه اراده كنى بر من وارد شوى . اين رفتارى است كه با دوستانم مىكنم . » 314 . محمد بن عبداللَّه خراسانى ، خادم حضرت رضا - عليه‌السّلام - مىگويد :