خواهش دل را سركوب كرده ، رحم نموده است ، زيرا مخالفت با نفس مشكلترين كارهاست ؛ چرا كه نفس ، هميشه انسان را به سوى معصيتى - كه به خواهش دل انجام مىشود - مىكشاند . »
بيان
روشن است كه منظور از وسواس در جملهء « قلبش را از وسواس نگه دارد . » معنى رايجى در مورد انسانى كه زياد شك مىكند و شكّاك ناميده مىشود و يا صرفاً حالتى كه دل در هنگام انجام گناه و كارهاى زشت به آن دچار مىشود نيست ؛ بلكه مقصود ، معنى گستردهء آن است . به عبارت دقيقتر ؛ وسوسه ، هر چيزى است كه دل را از توجه به خداوند سبحان منحرف كرده و او را از ياد خدا باز دارد و بايد نفس را از ابتلاى به آن بازداشت .
شايسته است خوانندهء عزيز با دقت و تأمل در آيات و روايات ذكر شده و به يارى خداوند متعال با استفاده از راههاى معالجهاى كه در اين آيات و روايات آمده است ، به درمان اين درد باطنى در خويش اقدام نمايد . راههايى نظير : پناه بردن به خداوند متعال ، مبارزه با خلجانات نفسى كه در حقيقت از انواع وسوسهها هستند ، مخالفت با دشمن آشكارى كه به منزلهء ريشه و بنيان همهء وسوسههاست ، دور انداختن افكار پريشان با تصميمات صابرانه و زياد گفتن « لاالهالّااللَّه » و توجه قلبى به اين ذكر شريف ، مخصوصاً يادآورى پاره پاره شدن بندها و استخوانها در قبر و بيرون آمدن كرم از سوراخ بينى و بازگشت دوستان به خانهها بعد از دفن و بداند اگر چنين كارى انجام دهد ، اميد آن هست كه اين صفت پليد از اندرونش خارج شده و آرامش و قرار جايگزين آن شود . البته اين كار جز با رو آوردن به حقيقت ذكر ، انجام شدنى نيست ؛ چنانكه خداوند متعال مىفرمايد :
« أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ »
؛ ( بدانيد كه به ياد خداست كه دلها آرام مىگيرند . ) . هر چند سلوك و گام زدن در راه دفع وسوسه و واردات شيطانى ، دشوار است و به شجاعتى كه بر خواهش دل چيره شود نيازمند است ؛ اما خداوند رحمان هر كسى را كه براى او و به قصد او تلاش و مجاهده نمايد ، به راههاى هدايت خويش راهبرى مىكند و با رحمت خاص خويش ، بندگان تلاشگر و مجاهدش را از تاريكى وسوسه و واردات شيطانى خارج كرده و به نور آرامش و سكينه الهى وارد مىنمايد .