است ، اگر منظورى غير از اين دو چيز داشته باشد ، پسنديده نيست . « الزهد فى الدنيا » امّا زهد در دنيا ، براى هر كسى مقدور نيست ؛ بلكه اين دسته از زاهدان به نيرويى باطنى ، قدرتى معنوى ، تلاشى پيگير ، اندرونى آرام و نفسى مطمئن نيازمندند ؛ به طورى كه بعد از رسيدن به دنيا ، از آن وارسته باشند و بدان دل مشغول و متوجه نباشند . چنانكه خداوند متعال در وصف آنان فرموده است :
« رِجالٌ لا تُلْهِيهِمْ تِجارَةٌ وَ لا بَيْعٌ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ »
؛ ( ايشان مردانى هستند كه كالاى دنيا و داد و ستد آن ، از ياد خدايشان باز نمىدارد . ) و نيز فرموده است :
« يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تُلْهِكُمْ أَمْوالُكُمْ وَ لا أَوْلادُكُمْ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ »
؛ ( اى اهل ايمان ! مال و فرزندانتان ، شما را از ياد خدا باز ندارد . )
اين فراز حديث معراج به چنين زهدى اشاره مىكند ؛ چنانكه از آيات و روايات گذشته كه از دنيا و بهرهورى آن منع مىفرمود ، همين نكته فهميده مىشود تا انسان دنيا را ، به ديد استقلال ننگرد و اعتمادش به آنچه در اختيار و قدرت اوست بيش از اعتمادش به آنچه نزد خداست ، نباشد . واللَّه اعلم .
نيز اين زهد است كه به استقرار حكمت در دل ، ديدن نقائص دنيا ، سالم بيرون رفتن از دنيا به سمت دارالسلام ، پذيرش قلبى آخرت ، آمادگى براى آن ، چشيدن شيرينى محبت خدا و آثار بلند ديگر مىانجامد . آيات و رواياتى هم كه در بخش آينده در توضيح جملهء « وَارْغَبْ فِى الآخِرَةِ . » ؛ ( بهآخرت دل ببندد . ) خواهيم آورد ، بر همين معنى دلالت مىكند .