108 . امام صادق - عليهالسّلام - مىفرمايد : خداوند متعال فرمود : « اى فرزند آدم ! مرا در نفس خويش به ياد آر تا تو را ياد كنم . اى فرزند آدم ! مرا در خلوت ياد كن تا تو را در خلوت ياد كنم . اى فرزند آدم ! مرا در ميان جمعيت ياد كن تا تو را در جمعيتى بهتر از جمعيت تو ياد كنم . » و فرمود : « هيچ بندهاى در جمعى از مردم ، خدا را ياد نمىكند ؛ مگر اينكه خداوند در جمعى از فرشتگان ، او را ياد مىكند . »
109 . امام صادق - عليهالسّلام - مىفرمايد : « مردم ، خدا را به سه شكل عبادت مىكنند . » تا اينكه فرمود : « اما من او را به خاطر دوستى او ، مىپرستم و اين عبادت بزرگ منشان و عين امنيت است ؛ زيرا خداوند مىفرمايد :
« وَ هُمْ مِنْ فَزَعٍ يَوْمَئِذٍ آمِنُونَ »
( ايشان از آه و نالهء چنين روزى درامانند . ) ، . . . هر كس خداى بزرگ را دوست بدارد خداوند او را دوست مىدارد و هر كس خداوند او را دوست بدارد ، در امن و امان است . »
110 . امام صادق - عليهالسّلام - مىفرمايد : رسولاللَّه - صلّى اللَّه عليه وآله و سلم - فرمود : « بلا و آزمايش بزرگ با پاداش بزرگ جزا داده مىشود ، هرگاه خداوند بندهاى را دوست داشته باشد ، او را ، به بلاى بزرگ مىآزمايد و اگر بنده خشنود باشد ، پاداش او خشنودى خداوند است و هر كه از سختى و آزمايش به خشم آيد ، پاداش او خشم خداوند است . »
111 . عبيدبن زراره مىگويد : از امام صادق - عليهالسّلام - شنيدم كه فرمود : « مؤمن در نزد خداى بزرگ ، مقام بسيار والايى دارد - اين جمله را سه بار فرمود - و حتماً او را به بلا مىآزمايد و جانش را از اعضاى بدنش يكى يكى مىگيرد ، در حالى كه او خدا را بر اين سختىها حمد مىكند . »
112 . امام حسين - عليهالسّلام - در خطبهاى كه هنگام خروج به سمت عراق ايراد نموده ، فرموده است : ستايش خداراست و آن چه او بخواهد ، همان خواهد شد و هيچ حركت و قدرتى نيست ؛ مگر از ناحيه او و درود خداوند بر پيامبر . مرگ ! همچون گردنبندى كه گردن دختر جوان را آراسته ، زينت آدميزاد است و من به ديدار گذشتگان ( پدر و مادر و جدّ ) خويش بسيار مشتاقم ، همچون اشتياق يعقوب به ديدار يوسف . براى من قتلگاهى برگزيده شده كه آن را خواهم ديد . گويى استخوانهاى دندهام را ، گرگهاى بيابان ، در ميان « نواويس » و « كربلا » ، درهم مىشكنند تا شكمهاى خالى و اندرون گرسنه خويش را ،