تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 383

مساهمون:

ص٣٨٣
مرغابى : منسوب به مرغاب ، روستايى كه نخست از توابع هرات بود و بعد از توابع مالين گرديد . مَرْغينانى : منسوب به مَرْغينان يا مَرْغَلان ، شهرى واقع در ناحيه‌ى فَرغانه كه در كشورهاى ازبكستان ، تاجيكستان و قرقيزستان گسترده است . مرند : از شهرهاى مشهور آذربايجان . مرو : شهر باستانى و بزرگ خراسان قديم واقع در شمال شرقى سَرَخْس ، كه اكنون جزو جمهورى تركمنستان و به مارى تغيير نام پيدا كرده است . مَرو رُودى : منسوب به مَرْو رُود ، شهرى زيبا در 40 فرسخى مرو . مروزى : منسوب به : 1 . مرو ، مروه شاه جان ، شهر باستانى و بزرگ خراسان قديم واقع در شمال شرقى سَرَخْس ، كه اكنون جزو جمهورى تركمنستان و به مارى تغيير نام پيدا كرده است ؛ 2 . محله‌ى مراوزه يا درب مروزى واقع در بغداد . مَروى : منسوب به مرو ، شهر باستانى و بزرگ خراسان قديم واقع در شمال شرقى سَرَخْس ، كه اكنون جزو جمهورى تركمنستان و به مارى تغيير نام پيدا كرده است . مَزابِلى : منسوب به مَزابِل جمع مَزْبَلِة و مَزْبُلِة ، به معناى جايگاه ريختن سرگين مىباشد . انتساب شخص به اين مكان‌ها احتمالًا به علت سكونت او در آن جا بوده است . مزدقانى : منسوب به مزدقان : 1 . نام محلى ؛ 2 . نام جدّ . مُزْنى : منسوب به : 1 . جدّ به نام مَزنية ؛ 2 . قبيله‌اى به اين نام از فروع تميم ؛ 3 . محلّه‌اى به همين نام در بصره ، به علّت سكونت در آن جا ؛ 4 . به مُزن و يا مُزْنَة و يا مُزنى و يا مِزنور واقع در نزديكى سمرقند ؛ 5 . مُزن بلده‌اى از نواحى ديلم . مزيّن : 1 . حجّام و رگزن و خون گير ؛ 2 . آرايشگر سر و صورت . مسروقى : منسوب به جدّ به نام مسروق . مُسْنَدى : منسوب به حديث مُسنَد . مُسوحى : منسوب به مُسُوح جمعِ مِسْح ،
پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 383 | الشيخ علي سعادت پرور (پهلوانى تهرانى)