اصفهان ، مشتمل بر روستاهاى بسيار .
رودكى : منسوب به رودك ، ناحيهاى از نواحى سمرقند .
رودى : منسوب به رود ، محلهاى از محلههاى رى .
روم : آسياى صغير ، منطقهاى كه از شرق و شمال به تركستان و خزر و روسيه و از جنوب به شام و اسكندريه و از مغرب به دريا و اندلس ( اسپانيا و پرتغال ) محدود مىگردد .
رومى : 1 . منسوب به قوم و تيرهى روم ؛ 2 .
منسوب به بلاد روم : آسياى صغير ، منطقهاى كه از شرق و شمال به تركستان و خزر و روسيه و از جنوب به شام و اسكندريه و از مغرب به دريا و اندلس ( اسپانيا و پرتغال ) محدود مىگردد .
رُوَيْجِل : تصغير رجل ، مرد كوچك .
رويدشتى : منسوب به رويدشت ، از توابع اصفهان .
زابل : شهر و مركز شهرستانى به همين نام از استان سيستان و بلوچستان ايران .
زاذان : نام جدّ .
زاهد : 1 . كسى كه كمترين بهره را از دنيا و مافيها مىگيرد ؛ 2 . كسى كه نسبت به نعمتهاى دنيوى بىميل و بىرغبت مىباشد .
زَبيد / زُبَيد : شهرى معروف واقع در يَمَن ، نزديك بحر احمر در كنارهى راه عَدَن به مكّه مكرّمه ، كه در قديم گروهى از محدثين و علما ، در آن مىزيستهاند .
زبيده : « ه » آخر اين واژه زائده است و زَبيد يا زُبَيد ، شهرى معروف واقع در يَمَن ، نزديك بحر احمر در كنارهى راه عَدَن به مكّه مكرّمه ، كه در قديم گروهى از محدثين و علما ، در آن مىزيستهاند .
زُبيدى : منسوب به زبيد ، شهرى معروف واقع در يَمَن ، نزديك بحر احمر در كنارهى راه عَدَن به مكّه مكرّمه ، كه در قديم گروهى از محدثين و علما ، در آن مىزيستهاند .
زُجاجى : شيشهگر و شيشه فروش .
زرّادى : منسوب به زرّاد ، به معناى سازندهى سپر و آهنگر .
زراوندى : منسوب به زراوند ، نوعى گياه داراى انواع گوناگون كه خاصيّت پادزهرى دارد .
پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 358
مساهمون: الشيخ علي سعادت پرور (پهلوانى تهرانى)
ص٣٥٨