جَزَرى : منسوب به جزيره : 1 . بلاد متعدد از بلاد دياربكر ؛ 2 . اسم خاص بلد خاص به نام جزيرهى ابن عمر و چندين بلد ديگر از جمله موصل ، سِنجار ، حَرّان ، رقّه ، رأس العين ، آمُد و ميافارقين كه بين دجله و فرات واقع هستند و به همين دليل به آنها اسم جزيره اطلاق شده است .
جزى / گزى / كزى : منسوب به گز ، از توابع اصفهان .
جصّاص : گچ كار .
جعبرى : منسوب به جَعْبَر ، قلعه و دژ قديمى ، واقع در فيما بين رَقّه و باليس در كنار رود فرات در كشور سوريّه .
جَعدى : منسوب به جدّ به نام جَعْدَة .
جُعفى : منسوب به قبيلهى جُعْفِىّ بن سعد ، كه از قبيلهى بزرگ مذحج منشعب است .
جعيدى : منسوب به جدّ ، به نام جعيد .
جمّال : كسى كه از شتر نگهدارى كرده و آن را به ديگران كرايه مىدهد .
اجميرى / كشميرى : منسوب به اجمير يا كشمير ، واقع در شمال هند فيما بين هند و پاكستان .
جُنابذى : منسوب به جُنابذ يا كونابذ ، روستايى از توابع نيشابور .
جَندى : منسوب به جند : 1 . از بلاد تركستان واقع بر كنارهى رود سيحون ؛ 2 .
از بلاد مشهور يمن .
جُندى : منسوب به : 1 . جُند و لشكر ؛ 2 .
منسوب به جدّ به نام جنده .
جنوشانى : همان قوچانى است و قوچان از شهرهاى استان خراسان مىباشد .
جنين : از توابع نابلس ، واقع در فلسطين .
جوال گر : سازندهى جوال ظرفى كه از پشم و يا پارچهى خشن و كلفت بافته مىشود .
جوزجانى / جوزقانى : منسوب به جوزقان احتمالًا همان جوزجان ، نام قديمى براى منطقهاى در شهرهاى تركستان افغانستان .
جَوْزقى : منسوب به جَوْزق : 1 . روستايى از توابع نيشابور ؛ 2 . روستايى از توابع هرات .
پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 346
مساهمون: الشيخ علي سعادت پرور (پهلوانى تهرانى)
ص٣٤٦