شعر
- از مستى خويش تا تو غافل نشوى * هرگز به مراد خويش و اصل نشوى
از بحر ظهور تا به ساحل نشوى * در مذهب اهل عشق كامل نشوى
- زهد ، بىرغبت بودن است نه ترك كردن .
- خوشا به حال كسانى كه به مقام محبت و معرفت رسيدهاند و بوى محبت به مشام جان آنها رسيده و از معرفت خدا لذت بردهاند .
- عزّت در زندگى است .
- « دوائك فيك و ما تبصُر ، داؤك منك و ما تشعر . »
درمان در وجود تو است و نمىبينى و درد از تو است و بدان آگاه نيستى .
درد و درمان در وجود توست ، سعادت و خوشبختى و بدبختى ، نحوست و ميمنت به دست خود توست ، به دست خود انسان است .
وَ كُلَّ إِنسانٍ أَلْزَمْناهُ طائِرَهُ فِي عُنُقِهِ
« 1 » ؛ ( و كارنامهى هر انسانى را به گردن او بستهايم . ) و
قالُوا طائِرُكُمْ مَعَكُمْ أَ إِنْ ذُكِّرْتُمْ
« 2 » ؛ ( [ رسولان ] گفتند : « شومىِ شما با خود شماست . آيا اگر شما را پند دهند [ باز كفر مىورزيد ؟ نه ! ] . )
- لذت علم به لذت معلوم است ، هر قدر معلوم كاملتر ، جميلتر و تمامتر باشد لذت بيشتر و بالاتر است ، بنابراين لذت معرفت اللَّه و معرفت اسماءالحسنى و صفاتهالعليا الذّلذات است و بالاترين لذتها و خوشحالىها است . لذت قرب به خدا و ديدار خدا و مشاهده جمال خدا با لذتهاى ديگر قابل مقايسه نيست .
فِيها ما تَشْتَهِيهِ الْأَنْفُسُ وَ تَلَذُّ الْأَعْيُنُ
« 3 » ؛ ( در آن جا آن چه دلها آن را بخواهند و ديدگان را خوش آيد [ هست ] . ) در قدسيات آمده :
هامش
( 1 ) . سورهى اسراء ، آيهى 13 .
( 2 ) . سورهى يس ، آيهى 19 .
( 3 ) . سورهى زخرف ، آيهى 71 .