تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 186

مساهمون:

ص١٨٦
به من به چيزى كه محبوب‌تر باشد نزد من از خشنودى به قضايم و عملى را انجام نمىدهى كه نابودكننده‌تر باشد كارهاى خوبت را از كبر داشتن . اى موسى ! به اهل دنيا زارى مكن تا بر تو غضب كنم و با دينت براى دنيايت نترس تا درهاى رحمتم را بر تو ببندم . اى موسى ! به گناهكاران پشيمان بگو بر شما بشارت باد و به عمل‌كنندگانى كه به خود مىبالند بگو كه زيان كاريد . « 1 »

( 3619 ) منصور بن خلف مغربى « 2 »

( 3620 ) شاه منصور دهلوى هندى

از مجذوبان سالك ، صاحب ذوق و وجد و مستجاب‌الدعوه است . ششم شهر ربيع‌الاول سال 960 دار دنيا را وداع گفت . وى را غزليات و اشعارى است . شعر
- آن شب مرا ز هجر تو دل خون گشاده بود * وز درد بىقرار ، قرارم نداده بود شب بود و شمع بود و صراحىاى و باده بود * وز دل كباب گرم بر اخگر نهاده بود هر لحظه چون شراب عقيقم ز ديده رفت * كآتش ز سوز عشق دلم رنگ داده بود
هامش
( 1 ) . طبقات شعرانى ، ج 1 ، ص 38 ؛ حلية الأولياء ( طبقات ابونعيم ) ، ج 5 ، ص 40 . ( 2 ) . مغرب : اين واژه در اصطلاح جغرافياى بلاد اسلامى ، مغرب كشورهاى شمال آفريقا ، تونس ، الجزاير ، ليبى و مراكش ( مغرب كنونى ) را شامل مىشود .