تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 354

مساهمون:

ص٣٥٤
شعر
- دل از دنيا به كلى بسته داريد * سر اندر راه حق پيوسته داريد دلى را كو نشد ديوانه عشق * به زنجير شريعت بسته داريد چو در ميدان وحدت كرد جولان * عنان مركبش آهسته داريد دوش‌درخلوت‌ز مخلوقات دل‌برداشتيم * دل ز كلّ كون فارغ بهر دلبر داشتيم
در نگنجد اندر اين دم عالم و آدم از آن كل مخلوقات را چون حلقه بر در داشتيم « 1 »

( 3389 ) قاضى ابوبكر محمد معافيرى « 2 »

( 3390 ) محمد بن معاويه صوفى

عارف جليل القدرى است كه خداوند وى را به خالص ذكر و عناياتش برگزيد و بر مكنون سرّش آگاه ساخت . حكايت - حكيمى از حكما به عده‌اى از جوان‌ها كه هنوز به حدّ بلوغ نرسيده بودند گذشت ، در وقتى كه ايشان كنار باغ سبز و خرّمى آرميده بودند . پرسيد : « يا مَعشر الأحياء ! ما يوقفكم بمدرجة الموتى ؟ قالوا : قَعدنا نعتبر . قال : فإنّى
هامش
( 1 ) . نفحات الانس ، شماره‌ى 232 ، شماره‌ى 5 ؛ رشحات عين الحياة ، از عقاب شيخ‌الاسلام احمد ؛ رياض العارفين ، ص 200 . به كتاب روض‌الرياحين مراجعه شود . ( 2 ) . مَعافرى / معافيرى : منسوب به قبيله‌ى مَعافر ، منشعب از قبيله‌ى بزرگ قحطان .