- « ليس من المعرفة باللَّه ، أن تجعلها مطيةً لهوى غيرك وطريقاً لطلب دنيا مخلوقٍ غيرك . »
معرفت به خداوند آن نيست كه مركب هواى غير خودت شود و راه براى دنياى مخلوقى غير تو شود .
- « ما آمن باللَّه من رجا مخلوقاً ، فيما ضمن اللَّه له . »
ايمان به خدا نياورده است كسى كه به مخلوقى اميد داشته باشد ، نسبت به امورى كه خدا برايش تضمين كرده است .
- « إنّ في قلبك وجيباً لايبرمه إلّاحبّه ، ولايستنطقه إلّاالأنس به ، وجوعاً لايشبعك إلّا ما طعمتَ من ذكره ؛ وعطشاً لايُرويه إلّاما وردت عليه لذّته للذاذة مناجاته . »
همانا در قلب تو دردى است كه جز محبت او آن را خوب نمىكند و آن را جز انس به او به زبان نمىآورد و گرسنگى دارى كه جز خوردن از ياد او آن را سير نمىكند و عطشى دارى كه جز لذتى كه براى لذت مناجاتش وارد مىشود آن را سيراب نمىكند .
- « من ألزم نفسَه شيئاً لايحتاج إليه ، ضيّع من أحواله ما يحتاج إليه . »
كسى كه خود را به چيزى كه به آن نياز ندارد ملزم گرداند ، حالاتى را كه به آن نياز دارد ضايع گردانيده است .
- « إذا لم تَنتفع بكلامك ، كيف تنتفع به غيرُك ؟ »
وقتى كه به كلامت نفع نمىبرى ، چگونه غير تو به آن نفع مىبرد .
- « مِن أعظم أخلاق الرجال ، أن يسلِم النّاسُ من سوء ظنّك . »
از بزرگترين اخلاق مردان آن است كه مردم از بدگمانى تو در امان باشند .
- « مَن تهاوَن بالسنن ، ابتُلى بالبِدَع . »
كسى كه به سنتها سستى كند ، به بدعتها مبتلا مىشود .
پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 294
مساهمون: الشيخ علي سعادت پرور (پهلوانى تهرانى)
ص٢٩٤