( 2630 ) ابو المفاخر ، خواجه ظهيرالدّين عيسى جامى « 1 »
عالم به انواع علوم ظاهرى و باطنى و صاحب كرامت و ولايت است . در حكمت الهى و رياضى كامل بود و پس از مسافرت شام و حجاز براى تحصيل علم در رودبار هرات سكونت نمود . وى يكى از اولاد صلبى شيخ الاسلام ، احمد نامقى جامى - متوفى به سال 536 - است و مصنفاتى دارد به نام : رموز الحقائق ، سرالبدائع ، صراط السالكين و رساله حاكم و مستعد و . . . امام فخر رازى را ديدار نمود و امام فخر به وى ارادت پيدا كرد و مشكلات خود را از وى سؤال مىنمود . « 2 »
شعر
تبرا كن دلا از خودپرستى * چو اندر حلقهى مردان نشستى
شراب شوق حق در جمع مردان * چو كردى نوش فارغ شو زمستى
مجو يارى ز هر كس اندر اين راه * اگر جويى در يارى ببستى
قبول خلق زنار است و بت نفس * ببر زنار وبت بشكن كه رستى
گر خون مخورى صد سال در عشق * همه باد است اگر يك دل بخستى
نيايد عيسى احمد « 3 » زتو هيچ * اگر با نفس خود يكدم نشستى
هامش
( 1 ) . جامى : منسوب به تربت جام ، از توابع استان خراسان در نزديكى مرز افغانستان كه مدفن شيخ اجمد جام در آن جا مشهور و معروف مىباشد و يا به احتمال خيلى ضعيف منسوب به چندين روستا در اطراف تربت جام .
( 2 ) . رشحات عين الحياة ، نفحات الانس ، شمارهى 432 ، در ذكر اولاد صلبى شيخ الاسلام احمد ، نفر 13 .
( 3 ) . از تخلّص شعر معلوم مىشود نام پدرش احمد بوده است .