- « كفى بك كبراً أن ترى لك فضلًا على مَن دونك . »
كافى است در تكبر داشتنت اين كه ببينى كه بر غير خودت فضيلت دارى .
- « ذاكر اللَّه فى الغافلين ، كالمقاتل خلف المُدبرين . »
يادكنندهى خدا در ميان اهل غفلت ، مانند جنگجوى پشت سر فراركنندگان است .
- « من كان يتّهم نفسَه بالنّفاق ، فليس عنده نفاق . »
كسى كه خويش را به نفاق متهم مىكند ، پس نزد خداوند منافق نيست .
- « مِن تمام التّقوى أن لايشبع العبدُ من زيادة العلم ؛ و إنّما ترك قومٌ طلب الزّيادة من العلم لقلّة انتفاعهم بما قد عملوا . »
از تقواى كامل آن است كه بنده از زيادى علم سير نمىشود ؛ و همانا گروهى طلب كردن زيادى علم را رها كردند به خاطر اين كه كم منفعت بردند از عمل .
- « لو رأيتَ الأجل و مسيره ، لأبغضتَ الأملَ و غروره . »
اگر وقت مردن و مسير آن را ببينى ، حتماً آرزو و فريب به آنرا كينه خواهى داشت .
- « من ضبط بطته ، فقد ضبط الأعمال الصالحة كلها . »
هر كس شكم خود را نگاه دارد ، همهى اعمال نيك را حفظ كرده است .
- « صحبتُ الأغنياء ، فلم يكن أحد أطول غمّاً منّى ؛ فإن رأيتَ رجلًا أحسن ثياباً منّى و أطيب ريحاً منّى ، غمّنى ذلك ، فصحبتُ الفقراء ، فاسترحتُ . »
با اغنيا مصاحبت كردم ، پس كسى را طولانىتر از جهت اندوه نيافتم پس اگر مردى را ببينم كه پيراهنش نيكوتر و خوشبوتر از من باشد ، مرا مغموم مىكند پس با فقراء مصاحبت مىكنم تا راحت شوم .
- « كم من مستقبل يوماً لايستكمله ، و منتظر غداً لايبلغه ؛ لو تنظرون إلى الأجل و مسيره ، لأبغضتم الأملَ وغرورَه . »
چه مقدار از افرادى كه روزى را درك مىكنند ، ولى آن را تكميل نمىكنند و چه بسا كسانى كه منتظر فرداست كه به آن نمىرسند ، اگر به اجل و مسيرش نگاه كنيد ، حتماً آرزو و فريبش را
پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 92
مساهمون: الشيخ علي سعادت پرور (پهلوانى تهرانى)
ص٩٢