( 2616 ) ابوحفص ، عمروبن سالم [ سلمه ] حداد نيشابورى
اهل معرفت و كمال و زاهدى عاشق است كه صاحب فتوّت كامل بود و با عبداللَّه بن مهدى باوردى و ابراهيم نصرآبادى مصاحبت داشت . « 1 » سال 270 - حداكثر اختلاف - از دنيا رفت .
چون ذكر خدا مىشد ، چنان منقلب مىشد كه حاضرين متوجّه مىشدند .
حكايت
- روزى مىگذشت ، نابينايى اين آيه مىخواند :
وَ بَدا لَهُمْ مِنَ اللَّهِ ما لَمْ يَكُونُوا يَحْتَسِبُونَ
« 2 » ؛ ( و آن چه تصوّر [ ش را ] نمىكردند ، از جانب خدا برايشان آشكار مىگردد . ) سخت در خود پيچيد و ناراحت شد به طورى كه نمىفهميد چه كند و چون به دكّان آمد ، دست در كوره آهن كرده و آهن سرخ شده بيرون كرد . شاگرد گفت : استاد اين چه كار است ، متوجّه شد ديد آهن سرخ شده در دست دارد آهن را رها كرده و برفت و به عبادت مشغول شد .
گفتار
مىگفت :
« كثير إفساد الأحوال دخل مِن ثلاثة : فسقُ العارفين ، وخيانة المحبّين ، وكذبُ المريدين . قال : أبوعثمان الحيرى : فسق العارف إطلاق الطّرف واللّسان والسّمع لأسباب الدّنيا ومنافعها ، وخيانة المحبّين اختيار أهويتهم على رضا اللَّه فيما يستقبلهم ؛ وكذب المريدين أن يكون ذكر الخلق ورؤيتهم أغلبَ على قلوبهم
هامش
( 1 ) . مصاحبت وى با نصرآبادى مشكل است ؛ زيرا حدّاقل وفات وى را 367 قمرى نوشتهاند ، ممكن است وى ابراهيمنصرآبادى نباشد .
( 2 ) . سورهى زمر ، آيهى 47 .