مقيم بود . سال 564 در سن 120 سالگى دار دنيا را وداع گفته و در همان بلاد به خاك سپرده شد . « 1 »
گفتار
- « الشّريعة ما ورد به التّكليف ، والحقيقة ما حصل به التعريف ؛ فالشّريعة مؤ يّدة بالحقيقة ، والحقيقة مقيّدة بالشّريعة ؛ والشّريعة وجود الأفعال للَّهوالقيام بشروط العلم بواسطة الرُّسل ؛ والحقيقة شهود الأحوال باللَّه تعالى والاستسلام لغلبات الحكم بتقدير ، لا بواسطة . »
شريعت آن چيزى است كه تكليف به آن وارد شده است و حقيقت آن است كه شناختن به آن حاصل مىشود پس شريعت ، مؤيد است به حقيقت و حقيقت ، مقيد است به شريعت و شريعت ، وجود افعال است براى خدا و به پا داشتن شرايط علم به واسطهى رسولان است و حقيقت ، مشاهدهى حالات است به خداوند متعال و تسليم شدن براى احكام غالبه كه به سبب تقدير الهى جارى مىشود نه به واسطهى چيز ديگر .
- « علامة صحّة الحال أن يكون صاحبه محفوظاً فى أحوال غلبته ، كما كان مغلوباً فى أوقات صحوه . »
نشانهى صحيح بودن حال آن است كه صاحبش محفوظ باشد در حالات غلبهى آن ، همانطور كه مغلوب آن بود در اوقات بيخودى و بيهوشيش .
- « الحقّ تعالى وراء كلّ ما أدركه الخلقُ بأفهامهم أو أحاطوا به بعلومهم ، وأشرفوا عليه بمعارفهم . »
حقّ تعالى غير از هر چيزى است كه مخلوق با فهمش آن را درك كرده يا با علمشان به آن احاطه پيدا كرده و با معارفشان برآن اشراف پيدا كردهاند .
شعر
إن رحتُ أطلبه ، لاينقضى سفرى * أو جئتُ أحضره ، أوحشت فى الحفر
هامش
( 1 ) . طبقات شعرانى ، ج 2 ، ص 113 ؛ كرامات الأولياء .