( 2906 ) ابوالحسن محمد بن ابى الورد
از اعاظم مشايخ اهل معرفت عراق است كه در ورع چون بشر حافى و از اقران و جلساى جنيد - متوفى به سال 299 - بود و با سرّى سقطى و حارث محاسبى و بشر حافى و ابوالفتح حبّال مصاحبت داشت .
گفتار
- وقتى نماز شام تمام كردم ، پاى دراز نموده ، شنيدم آوازى را كه « أهكذا تجالس الملوك ؟ و سئل عن الولى ، فقال : من يوالىِ أولياءاللَّه و يُعادى أعداءه . » ؛ ( آيا اين چنين در حضور پادشاهان مىنشينى ؟ نيز از وى سؤال شد كه ولىّ خدا كيست ؟ گفت : كسى است كه با اولياى خدا دوستى كند و با دشمنانش دشمنى كند . )
- « من كانت نفسه لاتحبّ الدنيا ، فأهل الأرض يحبّونه ؛ و من كان قلبه لايحبّ الدنيا ، فأهل السماء يحبّونه . »
كسى كه نفسش دنيا را دوست ندارد ، پس اهل دنيا او را دوست دارند و كسى كه قلبش دنيا را دوست ندارد ، پس اهل آسمان او را دوست دارند .
- « أدب الفقير ترك الملامة والتعيير لمن ابتلى بطلب الدنيا ، والرحمة والشفقة عليه ، والدعاء بأنّ اللَّه تعالى يُريحه من التعب فيها . »
ادب انسانى كه به فقر خود پى برده ، آن است كه ملامت و سرزنش نكند كسى را كه مبتلا به دنياست و بر او رحمت و مهربانى داشته باشد و دعا كند كه خداوند متعال او را از رنج در آن راحت كند .
- « هلاك الناس [ آفة الخلق ] فى حرفين : اشتغال بنافلة ، وتضييع فريضة ، وعملٌ بالجوارح بلا معاطاة القلب عليه ؛ وإنّما منعوا الوصول لتضييعهم الأصول . »