و بر مكنون سرّش آگاه ساخت و با ذكر حق مأنوس و مستجاب الدعوه بود .
گفتار
- عابدى ، جبّارى را موعظه مىنمود ، جبّار دستور داد دست و پاى عابد را قطع كرده به طرف معبدش برده و در آن جا افكندند . دوستانش به تعزيتش آمدند ، گفت :
« لاتَعزّونى ، و لكن هَنّئونى بما ساق اللَّه إلىّ ، ثمّ قال : إلهى ! أصبحتُ فى منزلة الرغائب أنظُر إلى العجائب . إلهى ، أنتَ تتودّد بنعمِك إلى من يؤذيك فكيف ، تودّدك إلى من يؤذى فيك ؟ »
به من تسليت نگوييد ، بلكه تهنيت بگوييد به سبب آن چه خدا برايم پيش آورد .
سپس گفت : خدايا ! صبح كردم در منزل اهل رغبت تا به امور عجيب بنگرم .
خدايا ! با نعمتهايت محبت مىكنى با آن كه اذيتت مىكند ، پس چگونه است محبتت نسبت به آن كه در راه تو اذيت مىشود ؟ « 1 »
( 2904 ) محمد بن ابى المعالى صوفى « 2 »
در سال 570 قمرى ديده از جهان فرو بست .
( 2905 ) شمس الدّين محمد ابى النجم
هامش
( 1 ) . حلية الأولياء ( طبقات ابونعيم ) ، ج 10 ، ص 135 .
( 2 ) . صوفى : 1 . از باب اشتقاق كبير از صفا و صفوت گرفته شده و به معناى برگزيده است ؛ 2 . پشمينه پوش . دو احتمال ديگر نيز در وجه تسميه به اين نام ذكر شده ، براى توضيح بيشتر ، ر . ك : مفردات راغب ، و الانساب سمعانى .