تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 304

مساهمون:

ص٣٠٤
و بر مكنون سرّش آگاه ساخت و با ذكر حق مأنوس و مستجاب الدعوه بود . گفتار - عابدى ، جبّارى را موعظه مىنمود ، جبّار دستور داد دست و پاى عابد را قطع كرده به طرف معبدش برده و در آن جا افكندند . دوستانش به تعزيتش آمدند ، گفت : « لاتَعزّونى ، و لكن هَنّئونى بما ساق اللَّه إلىّ ، ثمّ قال : إلهى ! أصبحتُ فى منزلة الرغائب أنظُر إلى العجائب . إلهى ، أنتَ تتودّد بنعمِك إلى من يؤذيك فكيف ، تودّدك إلى من يؤذى فيك ؟ » به من تسليت نگوييد ، بلكه تهنيت بگوييد به سبب آن چه خدا برايم پيش آورد . سپس گفت : خدايا ! صبح كردم در منزل اهل رغبت تا به امور عجيب بنگرم . خدايا ! با نعمت‌هايت محبت مىكنى با آن كه اذيتت مىكند ، پس چگونه است محبتت نسبت به آن كه در راه تو اذيت مىشود ؟ « 1 »

( 2904 ) محمد بن ابى المعالى صوفى « 2 »

در سال 570 قمرى ديده از جهان فرو بست .

( 2905 ) شمس الدّين محمد ابى النجم

هامش
( 1 ) . حلية الأولياء ( طبقات ابونعيم ) ، ج 10 ، ص 135 . ( 2 ) . صوفى : 1 . از باب اشتقاق كبير از صفا و صفوت گرفته شده و به معناى برگزيده است ؛ 2 . پشمينه پوش . دو احتمال ديگر نيز در وجه تسميه به اين نام ذكر شده ، براى توضيح بيشتر ، ر . ك : مفردات راغب ، و الانساب سمعانى .