تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 210

مساهمون:

ص٢١٠
يتأوّله علينا . قال : نعَم ، فقال : ما أنت صانع إذا ضُربت علاوتُك . قال : إذاً أسعَد و تَشقى ، فأمر به . » « 1 » چه كار براى على بن ابى طالب مىكرد ؟ قنبر پاسخ داد : در انجام وضو به ايشان كمك مىكردم . حجاج گفت : بعد از فراغت از وضو چه مىگفت ؟ قنبر پاسخ داد : اين آيه را مىخواند : « پس چون آن چه را كه بدان پند داده شده بودند فراموش كردند ، درهاى هر چيزى [ از نعمت‌ها ] را بر آنان گشوديم ، تا هنگامى كه به آن چه داده شده بودند شاد گرديدند ؛ ناگهان [ گريبان ] آنان را گرفتيم ، و يك باره نوميد شدند . * پس ريشه‌ى آن گروهى كه ستم كردند بركنده شد ، و ستايش براى خداوند ، پروردگار جهانيان است . » حجاج گفت : به گمانم اين آيه را عليه ما تأويل و معنا مىكرد . قنبر گفت : آرى . حجاج گفت : اگر گردنت را بزنم چه مىكنى ؟ قنبر گفت : من به سعادت مىرسم و تو بدبخت . در اين هنگام حجاج دستور داد گردن او را بزنند .

( 2769 ) پير قنديلى « 2 »

اهل معرفت و شاگرد اخلاقى و از ملازمين باباحسن ولى - متوفى به سال 610 - است . مزارش در سرخاب تبريز در خانقاهى است كه در آن بوده‌اند . « 3 »

( 2770 ) مولانا قوام الدّين كوبنانى « 4 »

( 2771 ) مولانا قوام الدّين نوربخش

هامش
( 1 ) . تنقيح المقال ( رجال مامقانى ) ؛ نيز ر . ك : بحارالانوار ، ج 42 ، ص 121 ، باب 122 . ( 2 ) . قنديلى : قنديل ساز . ( 3 ) . روضه اطهار ( تاريخ حشرى ) ، شماره‌ى 93 . ( 4 ) . كوبنانى / كوبيانى / كوكيانى : منسوب به كوبنان يا كوبيان يا كوكيان ، از روستاهاى معروف كرمان .