داشتن پيمانهاست .
- « ما أظهر اللَّه شيئاً إلّا تحت ستره و ستر شيئيّة ، الأشياء حتّى لايستوى علمان ، و لامعرفتان ، و لاقدرتان . »
خداوند چيزى را آشكار نمىكند مگر زير پوشش خود و پوشش شيئيّت اشياء ، تا دو علم و دو شناخت و دو قدرت مساوى نباشد .
- « قيل لبعض الحكماء من أين معاشك ؟ فقال : مِن عند مَن ضيّقَ المعاش على مَن شاء مِن غير علّة . »
به بعضى از حكما گفته شد : زندگانيت از كجا تأمين مىشود ؟ گفت : از طرف كسى كه زندگى را تنگ مىگيرد بر هر كس كه بخواهد بدون سبب .
- بماذا يروض المريد نفسَه ؟ قال : بالصّبر على الأوامر ، و اجتناب النّواهى ، و صحبة الصّالحين ، و خدمة الرّفقاء ، و مجالسة الفقراء ، و المرء حيثُ وَضع نفسه . »
به چه چيز خواهان خدا ، نفس خويش را به رياضت مىاندازد ؟ گفت : با صبر بر اوامر و دورى از محرمات و مصاحبت با صالحان و خدمت دوستان و مجالست فقراء و انسان آن جايى است كه خويش را قرار مىدهد .
- به واسطى هنگام جان دادن گفتند : ما را وصيّتى كن ، گفت :
« احفَظوا مراد اللَّه فيكم . »
خواستهى خدا را در خودتان حفظ كنيد .
- ايمان بنده مستقيم نشود تا بر ذلّ صبر نكند ، هم چنان كه بر عزّ صبر كند .
- هر كه نگاه دارد دل خويش را با خداى تعالى به صدق ، خداى تعالى حكمت را روان گرداند بر زبان او .
- پرسيدند : معرفت چيست ؟ گفت بيرون آمدن از معارف . « 1 »
هامش
( 1 ) . رشحات عين الحياة ؛ نفحات الانس ، شمارهى 168 ؛ طبقات شعرانى ، ج 1 ، ص 102 ؛ حلية الأولياء ( طبقات ابونعيم ) ، ج 10 ، ص 380 ؛ طرائق الحقائق ، ج 2 ، ص 233 .