چه از دزدى به دست مىآورد ، براى وى مىفرستاد تا شبى كاروانى مىگذشت ، كسى در آن كاروان اين آيه را مىخواند :
لِلَّذِينَ آمَنُوا أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ اللَّهِ
« 1 »
آيا براى كسانى كه ايمان آوردهاند هنگام آن نرسيده كه دلهايشان به ياد خدا و آن حقيقتى كه نازل شده نرم [ و فروتن ] گردد .
در وى اثر كرد و گفت :
« يا ربّ آن فتاب و اناب . »
پروردگارا ! رسيد ، پس توبه و رجوع كرد .
با حال خجلت و شرمندگى در راه افتاد . كاروانى مىگذشت ، اهل كاروان مىگفتند :
فضيل بر راه است نمىتوان گذشت ، فضيل صدا بلند كرد : بشارت باد شما را كه وى تائب گشته و همه جا با حال خجلت و شرمندگى اشك مىريخت و مىگذشت .
گفتار
- « لايبلغ العبد حقيقةَ الإيمان حتّى يعدّ البلاء نعمةً ، و الرّخاء مصيبةً ، و حتّى لايبالى مِن أكل الدّنيا ، و حتّى لايحبّ أن يحمد على عبادة اللَّه تعالى . »
بنده به حقيقت ايمان نمىرسد مگر اين كه بلا را نعمت و آسايش را مصيبت بشمرد و باكى نداشته باشد از خوردن دنيا و دوست نداشته باشد كه بر عبادت خداوند متعال ستايش شود .
- « حرام على قلوبكم أن يصيبوا حلاوة الإيمان حتى تزهد فى الدنيا . »
حرام است بر دلهاى شما كه به شيرينى ايمان برسد تا اين كه در دنيا زاهد شويد .
- « درجة الرّضا عن اللَّه درجة المقرّبين ، ليس بينهم و بين اللَّه تعالى إلّا روح و ريحان . »
درجهى خشنودى از خداوند ، درجهى مقربين است ، بين ايشان و بين خداوند متعال جز
هامش
( 1 ) . سورهى حديد ، آيهى 16 .