ظاهر به حجاب اگر نشد پس ز چه روى * گرديد ابوتراب ظاهر به تراب
يك جلوه نمود حقّ و يك جذبه نمود * از جلوه وجود داد و از جذبه ربود
آن جلوه محمّد است و آن جذبه على * زآن رو بوجود اين دو شد بود و نبود
نرگس مست تو تا بادهپرستى كندا * هر چه هستى همه چون چشم تو مستى كندا
شد زيك نقطه عيان از دهنت سرّ وجود * نيستى بين كه بيان نكته هستى كندا
( 2489 ) على بن عبداللَّه صبّاع « 1 »
( 2490 ) على بن عبداللَّه محمّد شيبانى موصلى « 2 »
( 2491 ) ابوالحسن ، على بن عبداللَّه مغربى شاذلى « 3 » حسنى
از اعاظم موحّدين و اهل معرفت و شاگرد اخلاقى نجمالدّين اصفهانى و ابن مشيش عبدالسّلام و ديگر عرفاست . جمعى صحبتش را درك كردند . ساكن اسكندريه بود و
هامش
( 1 ) . روضات الجنات ، ج 5 ، ص 258 .
( 2 ) . موصلى : منسوب به مَوْصِل شهر قديمى و مشهور واقع در شمال عراق ؛ شيبانى : منسوب به : 1 . شيبانيّه ، روستايى در نزديكى قرقيسيا از نواحى خابور ؛ 2 . به جدّ به نام شيبان ؛ 3 . قبيلهى بنوشيبانى كه در محلّهاى از بصره ( كه به خاطر سكونت در همين قبيله در آن جا محلّه بنوشيبان ناميده مىشده ) مىزيستهاند .
( 3 ) . شاذلى : منسوب به طريقهى شاذليّه كه به اعتبار سكونت مؤسّس آن در روستاى شاذله واقع در كشور تونس ، به اين نام مشهور گرديده است .