اندر طلبت نه خواب بايد نه قرار * هركس كه در آرزوى ديدار تو است
عشق ار چه بسى خون جگرها دهدت * ميخور چو صدف كه هم گهرها دهدت
هرچند كه بار عشق بارى است عظيم * چون شاخ بكش بار كه بَرْها دهدت « 1 »
( 2464 ) على سلاوى « 2 »
از عقلاى مجانين و بهاليل است . ابن عربى محمّد بن على - متوفى به سال 638 - وى را ديده و گفته :
« والنّاس لايعرفون ما ذهَب بعقله ، شغَله ما تجلّى له عن تدبير نفسه . »
مردم نمىدانند كه چه چيزى عقلش را از بين برده است ، آن چه برايش تجلّى كرده او را از تدبير خويش بازداشته است . « 3 »
( 2465 ) مولانا على سمنانى « 4 »
عارف باللَّه و از شاگردان اخلاقى مولانا محراب گيلانى - متوفى به سال 1217 - است .
هامش
( 1 ) . رشحات عين الحياة ؛ نفحات الانس ، شمارهى 474 ؛ طرائق الحقائق ، ج 2 ، ص 151 ؛ رياض العارفين ، ص 117 .
( 2 ) . سَلاوى : منسوب به سَلا ، بندرى در مراكش ، كه امروز با رباط پايتخت آن كشور ، يكى است .
( 3 ) . الفتوحات المكيّه ، در باب ذكر عقلاء مجانين .
( 4 ) . سمنانى : منسوب به سمنان ، شهرى در شمال ايران ، مركز استان سمنان .