گفتار
- به وى گفتند : چرا با مردم نمىنشينى تا به ايشان قرآن بياموزى ؟ گفت :
« أكرِه أن يوطأ عقَبِى ، ويُقال هذا علقمة . »
دوست ندارم پشت سرم آيند و گفته شود كه اين علقمه است .
- وى از عبداللَّه نقل مىكند كه رسولاللَّه - صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - فرمود :
« إنّ اللَّه يحبّ أن تقبل رُخَصه ، كما يحبّ أن تؤتى عزائمُه . »
همانا خداوند دوست دارد كه به امور مباح روى آورند ، همانگونه كه بايد واجباتش درست انجام شود .
- « لا تكون زاهداً ، حتّى تكون متواضعاً . »
زاهد نمىباشى ، مگر اين كه متواضع باشى .
- « الخلق كلّهم عيال اللَّه ، وأحبّكم إلى اللَّه مَن أحسن إلى عياله . »
تمامى خلق عيال خدا هستند و محبوبترين شما نزد خداوند كسى است كه به عيالش نيكى كند .
- « أهلك من كان قبلكم الدنيا والدرهم ، وهما مَهلكاكم . »
دنيا و درهم كسانى را كه قبل از شما بودند هلاك كرد و آن دوشما را نيز هلاك مىكند .
- و از حضرت رسول نقل كرده كه آن حضرت - صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - بر حصيرى استراحت فرموده بودند ، بر بدن مباركشان اثرى از حصير مانده بود « ثمّ قال : مالى وللدّنيا ، ما أنا والدّنيا إلّاكراكب استظلّ تحت شجرة ، ثمّ راح ، فتركها . » ؛ ( سپس فرمود : مرا با دنيا چهكار ؟ رابطهى من با دنيا ، جز مانند سوارهاى كه زير درختى سايبان گرفته ، سپس استراحت كرده و آن را رها مىكند نيست . ) « 1 »
هامش
( 1 ) . طبقات شعرانى ، ج 1 ، ص 25 ؛ حلية الأولياء ( طبقات ابونعيم ) ، ج 2 ، ص 98 .