كعبه زد و گفت :
« أللّهم ! اليك خرجتُ وأنتَ أخرجتَنى ، وإليك جئتُ وأنت جئتَ بى ، وبفنائك أنختُ وأنتَ حملتنى . اللّهم ! فقد عجّت إليك الأصواتُ بصنوف اللّغات ، يسألونك الحاجات ، وحاجتى إليك أن تذكرنى على طول البلاء إذا نسينى أهل الدّنيا . »
خدايا ! به سوى تو خارج شدم و تو مرا خارج كردى و به سويت آمدم و تو مرا آوردى و به پيشگاهت فرود آمدم و تو مرا كشاندى ، خدايا ! صداها با لغتهاى مختلف به سوى تو بلند است ، حاجتهايشان را از تو سؤال مىكنند و حاجتم از تو آن است كه هنگام امتحانهاى طولانى مرا ياد كنى ، وقتى كه اهل دنيا مرا فراموش مىكنند . « 1 »
( 2314 ) عرفجه كوفى
از كسانى است كه خداوند به خالص ذكر و عناياتش برگزيد و بر مكنون سرّش آگاه ساخت و از متعبّدين و قانتين و عابدين بود كه شب را با نماز به صبح مىرسانيد . « 2 »
( 2315 ) عروة بن زبير بن عوام
مردى زاهد و متعبّد و كنارهگير از مردم و همواره در روزه بود و سال 94 در حال روزه از دنيا رفت .
گفتار
- به وى گفتند : چرا از مردم دورى مىكنى ؟ گفت :
هامش
( 1 ) . ر . ك : شرح حال سفيان بن عيينه .
( 2 ) . حلية الأولياء ( طبقات ابونعيم ) ، ج 10 ، ص 135 .