تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 275

مساهمون:

ص٢٧٥
كعبه زد و گفت : « أللّهم ! اليك خرجتُ وأنتَ أخرجتَنى ، وإليك جئتُ وأنت جئتَ بى ، وبفنائك أنختُ وأنتَ حملتنى . اللّهم ! فقد عجّت إليك الأصواتُ بصنوف اللّغات ، يسألونك الحاجات ، وحاجتى إليك أن تذكرنى على طول البلاء إذا نسينى أهل الدّنيا . » خدايا ! به سوى تو خارج شدم و تو مرا خارج كردى و به سويت آمدم و تو مرا آوردى و به پيشگاهت فرود آمدم و تو مرا كشاندى ، خدايا ! صداها با لغت‌هاى مختلف به سوى تو بلند است ، حاجت‌هايشان را از تو سؤال مىكنند و حاجتم از تو آن است كه هنگام امتحان‌هاى طولانى مرا ياد كنى ، وقتى كه اهل دنيا مرا فراموش مىكنند . « 1 »

( 2314 ) عرفجه كوفى

از كسانى است كه خداوند به خالص ذكر و عناياتش برگزيد و بر مكنون سرّش آگاه ساخت و از متعبّدين و قانتين و عابدين بود كه شب را با نماز به صبح مىرسانيد . « 2 »

( 2315 ) عروة بن زبير بن عوام

مردى زاهد و متعبّد و كناره‌گير از مردم و همواره در روزه بود و سال 94 در حال روزه از دنيا رفت . گفتار - به وى گفتند : چرا از مردم دورى مىكنى ؟ گفت :
هامش
( 1 ) . ر . ك : شرح حال سفيان بن عيينه . ( 2 ) . حلية الأولياء ( طبقات ابونعيم ) ، ج 10 ، ص 135 .
پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 275 | الشيخ علي سعادت پرور (پهلوانى تهرانى)