اين آيه بشنيد آهنى كه در دست داشت و گداخته بود از دستش افتاد ، بىاختيار آن را با دست از زمين برداشت . شاگردش از كار او بىخود شد ، استاد گفت : چه شد ؟ اين چه حالت است ؟ سپس متوجه خود شد ، ديد آهن گداخته در دست دارد ، گفت : چون سرّ من فاش شد برستم ، دكان را رها كرده و برفت . « 1 »
( 2257 ) ابوبكر ، عبداللَّه نسّاج طوسى « 2 »
عارفى بزرگوار است كه در ابتداى امر صاحب مجاهده بسيار بود و با شيخ ابوالقاسم گرگانى و ابوبكر بن داود دينورى - متوفى به سال بعد از سال 350 - مصاحبت داشت .
گفتار
- تا هستى موهوم سوخته نشود و ديده دل به سوزن غيرت او سوخته نشود ، خلوتخانهى جان به شمع تجليّات جانان افروخته نگردد ، زيرا تخم در زمين كاشته نكارند و نقش بركاغذ نگاشته ننگارند .
- توكّل آن است كه منع و عطا جز از خداى تعالى نبينى .
- نقل است كه در مناجات خود گفت :
« ما الحكمة فى خَلقى ؟ »
حكمت در خلقت من چيست ؟
شنيد كسى مىگويد :
« الحكمة فى خلقك رؤيتى فى مرآة روحك ، و محبّتى فى خلقك . »
هامش
( 1 ) . رشحات عين الحياة ؛ نفحات الانس ، شمارهى 48 .
( 2 ) . نسّاج : 1 . پارچه باف ؛ 2 . سخن پرداز ؛ 3 . بافندهى زره آهنى ؛ طوسى : منسوب به طوس ، شهرى در خراسان ، نزديك نيشابور كه بر دو بلدهى طابران و نوقان مشتمل بوده و بيش از هزار روستا از توابع اين دو محسوب مىشدهاند ، از آن جمله روستاى سناباد كه شهر مقدّس مشهد ، مركز استان خراسان در جاى آن بنا شده ، و حرم مطهّر حضرت امام رضا - عليه السّلام - در آن قرار دارد .