( 1890 ) ابوشعيب صالح مقفّع « 1 »
عارف باللَّه و از متوكّلين ، ساكن مصر و معاصر ابوسعيد خرّاز - متوفى به سال 280 - است .
حكايت
نقل است كه هفتاد حج با پاى پياده نمود بر طريق توكّل و در هر حجّى از صخره بيتالمقدس احرام مىبست و به تبوك « 2 » وارد مىشد . در آخرين حج ، سگى را تشنه ديد كه زبانش را از تشنگى بيرون كرده بود ، فرياد كرد : كيست هفتاد حج من به يك شربت آب بخرد ؟ شخصى شربت آبى به وى داد ، آن را به سگ داد و گفت اين براى من بهتر است از حجهايى كه به جا آوردهام ؛ زيرا رسول اللَّه - صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - فرموده :
« فى كلّ ذات كبد حرىّ أجرٌ . »
در [ سيراب كردن ] هر جگر گرم [ تشنه ] پاداشى است . « 3 »
( 1891 ) صالح بن مكتوم
اهل معرفت و شاگرد ابوبكر ورّاق است كه در قرن 2 و 3 مىزيست و سخنان استاد را از بلخ به ياد داشت و پيوسته از آن سخن مىگفت . « 4 »
هامش
( 1 ) . مُقَفَّع : به كسى كه دستش از سوز آتش و يا شدّت سرما و امثال آن خشك شده باشد .
( 2 ) . تبوك : نزديكترين منطقه شام ، نسبت به حجاز .
( 3 ) . نفحات الانس ؛ رشحات عين الحياة ، شمارهى 67 .
( 4 ) . رشحات عين الحياة ؛ نفحات الانس ، شمارهى 131 .