عارف كسى است كه خشم خود را بخورد و نزد خلق گرامى و به احكام شرع و دقايق آن آگاه و نسبت مردم دلسوز بوده و با پوشيدن عيبهاى آنان به آنان مهربان باشد .
- « العارف من كان مالكاً على النفس الأمّارة ، مُحصياً للحركات والسكنات الواردة من النفس الأمّارة ، فى اليوم واللّيل . »
عارف كسى است كه مالك نفس امّاره خويش بوده و به حركات و سكناتى كه از شبانه روز سوى نفس امّاره بر او القا مىگردد ، آگاه باشد .
- « العارف من كان محيياً للأخلاق الحميدة ، مُميتاً للأفعال الرّديّة . »
عارف كسى است كه اخلاق پسنديده را در وجود خود احيا كرده و افعال زشت را بميراند .
- پس از آن كه بسيارى از اخلاق عارفان را مىشمارد ، مىگويد : « وعند هذا ظهر أسرارُ تخلّقهم بأخلاق اللَّه . » « 1 »
( 1829 ) مولانا شمس الدّين جزرى « 2 »
عارف باللَّه است كه شمس الدّين ، ابوعبداللَّه ، محمّد بن موسى بن عمران غزى - متوفى به سال 872 - به دست وى به طريق سلوك رهنمون شد . « 3 »
( 1830 ) مولانا شمس الدّين جونپورى هندى
بعد از تحصيل علوم ظاهرى و تصنيفاتى در آن ، همه را رها نمود و به رياضت و
هامش
( 1 ) . ثمرات القدس .
( 2 ) . جَزِرى : منسوب به جَزيله ، قبيلهاى منشعب از قبيلهى بزرگ كِنده ؛ جَزَرى : منسوب به جزيره : 1 . بلاد متعدد از بلاد دياربكر ؛ 2 . اسم خاص بلد خاص به نام جزيرهى ابن عمر و چندين بلد ديگر از جمله موصل ، سِنجار ، حَرّان ، رقّه ، رأس العين ، آمُد و ميافارقين كه بين دجله و فرات واقع هستند و به همين دليل به آنها اسم جزيره اطلاق شده است .
( 3 ) . ر . ك : شرح حال غزى .