تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 203

مساهمون:

ص٢٠٣
برخيز ، اى مأوى و محلّ هر شرّ ! به خدا قسم رهايت نمىكنم ، چون شتر بايد فرياد و ناله كنى و چون صبح مىشد در حالى كه قدم‌هايش ورم كرده بود ، به نفس خود خطاب مىكرد و مىگفت : « بذا أمرتَ ، ولذا خُلقتَ . » ؛ ( به اين كار امر شده‌اى ، و براى آن آفريده شده‌اى . ) گفتار - « ألنّاس كلّهم تحت كنف اللَّه يعملون أعمالهم ، فإذا أراد اللَّه فضيحة عبد ، أخرجه من تحت كنفه ، فبدت للنّاس عورته . » تمامى مردم در تحت حمايت خداوند ، اعمال خود را انجام مىدهند ، پس هنگامى كه خداوند بخواهد بنده‌اى رسوا شود ، او را از تحت حمايت خود بيرون مىآورد و در نتيجه عيب او براى مردم ظاهر مىشود . - « من استغنى باللَّه ، إفتقر النّاس إليه . » كسى كه به خداوند بىنيازى جويد ، مردم به او محتاج مىشوند . - از وى پرسيدند : تعبّد چيست ؟ گفت : تعبّد ، تفكّر در امر الهى و پرهيز از محارم و به جاى آوردن واجبات الهى است . « 1 »

( 1707 ) شيخ سيف الدّين ، سعيد بن مظفّر باخرزى « 2 »

صاحب علوم ظاهرى و شاگرد شيخ نجم الدّين كبرى است . در سال 658 دار دنيا را وداع گفت و مزارش در بخارا « 3 » است .
هامش
( 1 ) . طبقات شعرانى ، ج 1 ، ص 26 ؛ حلية الأولياء ( طبقات ابونعيم ) ، ج 2 ، ص 161 ؛ تنقيح المقال ( رجال مامقانى ) ، ج 2 ، ص 30 ، شماره‌ى 4870 . ( 2 ) . باخرزى : منسوب به باخرز ، از نواحى نيشابور . ( 3 ) . بُخارا : شهر قديم و معروف واقع در كشور ازبكستان .
پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 203 | الشيخ علي سعادت پرور (پهلوانى تهرانى)