گفتار
هر كه را صحبت اوليا و مشايخ مهذّب نكند ، به هيچ پند مهذّب نشود . « 1 »
( 1400 ) شيخ حمود بن محمّد
( 1401 ) حميد بن جابر
عارفى بزرگوار است كه از برجستگان و مُعْرِض از ذخاير دنيا و صاحب عبادت بود و ابراهيم ادهم - متوفى به سال 166 - وى را ملاقات نمود .
حكايت
ابراهيم بن بشّار گويد : روزى با ابراهيم بن ادهم در صحرا مىرفتيم كه بر قبرى در بلندى كوه رسيديم . ابراهيم بر صاحب قبر ترحّم كرد و گريه سرداد . پرسيدم : اين قبر كيست ؟ گفت : قبر حميد بن جابر ، امير اين شهرهاست كه در درياى دنيا غرق بود اما خداوند وى را نجات بخشيد . به من خبر دادند ، سبب تنبّهش آن بود كه روزى چون توجّهش به ملك و سلطنت افتاد ، خوشى و غرورى او را فرا گرفت . در آن مجلس با مخصوصين خود خوابيد ، در خواب ديد مردى بالين سر او است و كتابى در دست دارد ، آن را گرفته باز كرد ديد با طلا نوشته شده :
« لا تؤثّرنّ فانياً على باقٍ ، و لا تغترَن بمُلكك و قدرتك و سلطانك و خدمَك و عبيدك و لذّاتك و شهواتك ؛ فإنّ الذى أنت فيه جسيم لولا أنّه عديم ، و هو
هامش
( 1 ) . رشحات عين الحياة ؛ نفحات الانس ، شمارهى 175 .