( 1292 ) حاج ميرزا حسن نايينى « 1 »
صاحب كمالات نفسانى و كرامت و از شاگردان اخلاقى حاج عبدالوّهاب نايينى - متوفى به سال 1212 - است كه هر دو در قرن 13 مىزيستند .
حكايت
در ابتدا تنبّه وى نقل شده است كه فريفتهى جوانى مىشود ، ولى دسترسى به او برايش ممكن نبود تا اين كه روزى به درويشى مىرسد و پس از تعريف ماجرا ، از وى تمنّاى دستورى براى تسخير آن جوان مىكند . درويش دستورى به او مىدهد و پس از انجام آن ، پسر به پاى خويش مىآيد و مىگويد : من در اختيار توام ! اما يك باره حاجى متنبّه مىشود و مىگويد : آن خدايى كه در عملِ خلاف ، با ما چنين است ، شايسته نيست او را معصيت كنم ، پس تائب مىشود و قدم در راه خدا مىگذارد تا آن كه به مدارج كمال دست مىيابد .
- يكى از علماى قم به حساب انتساب حاجى به درويشى با وى بد بود و از او بسيار بدگويى مىنمود . اتفاقاً حاجى در يكى از مسافرتهايش به قم ، به خانه آن عالم وارد مىشود و شب را در منزل وى مىماند . صبح با تعجب مىبيند كه آن عالم به مدح حاجى مشغول است و وقتى علت را جويا مىشود ، آن عالم مىگويد : ديشب درهايى از معارف به روى من گشوده شد .
( 1293 ) آخوند ملّا حسن نايينى
از ابرار و اخيار صاحب مقامات علم و عمل ، بخصوص در علم حكمت و رياضى
هامش
( 1 ) . نايينى : منسوب به نايين ، شهرى واقع در فيما بين اصفهان و يزد .