( 1010 ) پيرداد
ابو سعيد ابوالخير - متوفى به سال 440 - ملاقات خود را در يكى از اسفار با اهل دهى و سؤال از بزرگان آن ده ذكر نموده ، جريان ملاقات وى را در ترجمه ابوسعيد فضل اللَّه ذكر كرديم .
( 1011 ) پيرزن خميده
عبداللَّه مبارك - متوفى به سال 181 - جريان ملاقات خود را در صحرا با وى نقل كرده ، به شرح حال وى رجوع شود .
( 1012 ) پيرزن مجهوله
سهل بن عبداللَّه - متوفى به سال 273 يا 283 - گويد : وقتى در بيابان مىرفتم ، پيرزنى را ديدم كه مىآيد ، دستمالى بر سر و عصايى در دست . گمان كردم از قافله باز مانده ، دست در جيب كردم تا چيزى به وى دهم كه زاد راه خود قرار دهد و به مقصود برسد .
انگشت تعجّب به دندان گرفت و دست خود به طرف آسمان كرد و مشتى زر بگرفت و گفت : تو از جيب مىگيرى من از غيب ، اين بگفت و ناپديد گشت . من در حسرت بماندم تا آن كه به كعبه رسيدم ، در عالم مشاهده ديدم كعبه به دور سر آن پيرزن طواف مىكند . چون چشمم به آن زن خورد ، گفت : اى سهل ! هر كه قدم بردارد تا جمال كعبه را بيند ، كعبه را طواف كند ؛ اما هر كه قدم از خودى خود برگيرد تا جمال حق بيند ، كعبه را گرد وى بايد طواف كردن . « 1 »
هامش
( 1 ) . ر . ك : شرح حال سهل .