يكى به حساب آورده و همهى تأليفات را به دو نسبت دادهاند . « 1 »
( 893 ) خواجه اولياى كلان
ولى الهى و از خلفاى خواجه عبدالخالق عجدوانى است كه در قرن پنجم مىزيست .
( 894 ) اولياى مجهول
ابراهيم بن ادهم - متوفى به سال 166 - گويد : به قصد بيت المقدس روانه بودم ، هفت نفر را ديدم ، بر ايشان سلام كردم و گفتم : مرا فايدهاى دهيد ، تا شايد خداوند مرا به وسيله شما نفع بخشد . گفتند :
« انظُر كلَّ قاطع يقطعك عن اللَّه ، من أمر الدّنيا و الآخرة ، فاقطعه . »
نگاه و تأمل كن كه به هر چيزى كه تو را از خدا جدا مىنمايد ، از امور دنيا باشد يا از امور آخرت ، آن را قطع نما .
گفتم :
« زيدونى ، رحمكم اللَّه ! »
خدا شما را رحمت كند ، بيشتر بگوييد .
گفتند :
« انظُر الّا ترجَو أحداً غيراللَّه ، و لاتخاف غيرَه . »
نگاه و تأمّل كن كه به غير خدا اميد نداشته باشى ، و از غير او نترسى .
هامش
( 1 ) . رشحات عين الحياة ؛ نفحات الانس ، شمارهى 576 ؛ طرائق الحقائق ، ج 2 ، ص 282 ؛ رياض العارفين ، ص 41 .