تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 151

مساهمون:

ص١٥١
شد و به تكميل نفس شائق گرديد . اسداللَّه خان به اخلاق پسنديده موصوف و به صفاى صورى و معنوى معروف بود و در حدود سال 1250 در قيد حيات بود . شعر
- لب تشنه‌ايم ساقى ! تر كن گلوى مارا * تا باده در خمت هست ، پر كن گلوى ما را در عشق عاشقان را ، هست آبروى از اشك * بر روى ما نظر كن ، بين آبروى ما را از بحرش ار مدد نيست ، از آب جو چه خيزد * با بحرِ خود رهى ده ، خشكيده جوى ما را
ما سالكان راهيم و ابليس در پى ماست * پيش آر خضرِ ره را ، پى كن عدوى ما را مشكل ز تار مويت ، دل را بوَد رهايى * پيوندهاست با تو ، هر تار موى ما را ز آغاز پشيمان باش از نفْس پرستيدن * ورنه نبود سودى ، انجام ندامت را معشوق ، خود عيان است هستى ماست پرده * اين پرده‌ها به مستى ، در هم دريده بايد « 1 »

( 774 ) حاج ميرزا اسداللَّه قاضى طباطبايى تبريزى

عالم ربانى كه از رياضات و تصفيه قلب خالى نبود و در غالب علوم غريبه دستى
هامش
( 1 ) . رياض العارفين ، ص 454 .