است ، توحيد آن است كه خداوند را از شكّ و شرك و تعطيل [ عدم دسترسى به ذات و صفات و اسماء به هيچ وجه ] پاك وآلايش بدانى .
سپس پرسيدم : « ما العقلُ ؟ » ؛ ( عقل چيست ؟ ) فرمود :
« أدناه تركُ الدّنيا ، و أعلاه تركُ التّفكر فى ذات اللَّه [ تعالى ] . »
پايينترين مرتبهى آن ترك دنيا است ، و بالاترين مرتبهى آن نينديشيدن در ذات خداوند متعال .
گفتار
- « هر كه در كودكى و جوانى مطيع حق تعالى باشد ، در پيرى هم چنان مطيع بماند و باطن او به نور معرفت منور و چشمههاى حكمت از دل او به زبانش روان شود ؛ و هر كه در طفلى و جوانى عصيان كند و در پيرى توبه نمايد ، او را مطيع خوانند ، اما كمال شايستگى حكمت او را دير دست دهد و كمتر . »
- « هر كه حساب خود نكند ، در خوردن و آشاميدن و پوشيدن ، حال وى چون حال بهائم است . »
- « ذكر خدا به دل گير و دنيا به دست ، و چنان مباش كه ذكر را به زبانگيرى و دنيا را به دل . »
- « كمترين عقوبت موحّد ، آن است كه حلاوت ذكر از وى بربايند . »
- « مؤمن تا لذّت دنيا ترك نكند ، لذّت ذكر حق تعالى نيابد . »
- « بدبخت كسى است كه از دنيا برود و لذت انس و مناجات با حقّ تعالى را نچشيده باشد و هر كه اين چشيد ، پيوسته سلام سلام گويد . »
- « هر كس با صالحان دليرى كند و مخالفت ايشان ورزد ، بنيادش برود و ايمانش به خطر افتد . »
- « دوستِ خدا هرگز دوست دنيا نبود ، و دوستِ دنيا هرگز دوست خدا نبود . »
پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 71
مساهمون: الشيخ علي سعادت پرور (پهلوانى تهرانى)
ص٧١