تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 390

مساهمون:

ص٣٩٠

( 629 ) ابوجعفر ، احمد عرينى اندلسى « 1 »

( 630 ) ابوعبداللَّه ، احمد بن عطاء بن احمد رودبارى « 2 »

عالم به علم قرآن و شريعت و حقيقت و حديث بود . در سال 359 يا 369 در ماه ذى گفتار - « ألذّوقُ أقلُّ المواجيد . أهلُ الغيبة إذا شرِبوا ، نَشوُا ؛ و أهلُ الحضور إذا شربوا ، عاشوا . » چشيدن نخستين يافتن‌ها و وجدها و دوستىهاست ، اهل غيبت هنگامى كه [ شراب تجلّى ] مىنوشند ، ديوانه‌ى [ حضرت حق ] مىگردند و عقل خويش را از دست مىدهند ، و اهل حضور و كسانى كه همواره حضور حق را درك مىكنند ، هرگاه [ شراب تجلّى و مشاهده‌ى حضرت حق را ] مىنوشند ، زنده مىگردند [ و زندگى را تازه مىكنند ] . - « مجالسةُ الأضداد ذوُبانُ الرّوح ، و مجالسةُ الأشكال تلقيحٌ للعقول ، و ليس كلُّ مَن يصلح للمجالسة يصلح للمؤانسة ، و ليس كلُّ مَن يصلح للمؤانسة يؤمن على الأسرار ، و لايؤمن على الأسرار إلّاالأمنآءُ فقط . » همنشينى [ سالك ] با اضداد و اغيار و بيگانگان روح را آب مىكند و از بين مىبرد و همنشينى با موافقان و همراهان موجب پيوند عقل‌ها مىباشد ، و اين چنين نيست كه هر كس صلاحيّت همنشينى را داشته باشد شايستگى مأنوس بودن را نيز داشته باشد و نيز هر كس كه شايستگى مأنوس بودن را داشته باشد ايمن بر اسرار و رازها باشد و اين فقط امانت دارانند كه
هامش
( 1 ) . شرح حال او در ابوجعفر عرينى اندلسى گذشت ، ملاحظه شود . ( 2 ) . رودبارى : منسوب به رودبار كه نام چندين موضع است . مانند : 1 . رودبار بغداد ، روستايى در نزديكى آن ؛ 2 . رودبار طوس ، موضعى در نزديكى باب طابران ؛ 3 . رودبار اصفهان ، ناحيه‌اى از طسوج اصفهان ، مشتمل بر روستاهاى بسيار .