به حقيقت مىرسد ؛ و سياست عبارت است از حفظ كردن نفس و شناخت آن ؛ و رياضت كشيدن عبارت است از مخالفت كردن و دشمنى با نفس ؛ و حراست عبارت است از ديدن نيكى خداوند در درونها ؛ و رعايت كردن همان مراعات كردن حقوق مولى و خداوند با باطن و درون است . و ثمرهى حراست ، برگزيدگى و مشاهده است و ثمرهى رعايت ، محبّت و خوف و هراس ، سپس وفا به صفا پيوسته است و رضا به محبت الهى ، هر كس دانست كه دانست ، و هر كس جاهل شد كه شد . « 1 »
( 389 ) مولانا ابوعمر قروى « 2 »
( 390 ) مولانا ابوعمر قزوينى
عارف باللَّه و از اقران محمّد بن حسن ختلى - متوفى به سال 453 - است . « 3 »
( 391 ) ابوعمر مَرْوَزى « 4 » حكيم
عارفى ربانى كه خداوند بهخالص ذكر و عناياتش برگزيد و بر سرّ خود آگاه ساخت .
هامش
( 1 ) . رشحات عين الحياة ؛ نفحات الانس ، شمارهى 182 ؛ طبقات شعرانى ، ج 1 ، ص 84 ؛ حلية الأولياء ( طبقات ابونعيم ) ، ج 10 ، ص 346 .
( 2 ) . قَرَوى : منسوب به : 1 . قَيْروان ، بلدى در مغرب ؛ 2 . قريه ، بلدى در شام ؛ 3 . قريه ، بلدى در اصفهان .
( 3 ) . ر . ك : شرح حال ابوالفضل محمد بن حسن ختلى .
( 4 ) . مروزى : منسوب به : 1 . مرو ، مروه شاه جان ، شهر باستانى و بزرگ خراسان قديم واقع در شمال شرقى سَرَخْس ، كه اكنون جزو جمهورى تركمنستان و به مارى تغيير نام پيدا كرده است ؛ 2 . محلهى مراوزه يا درب مروزى واقع در بغداد .