( 310 ) شيخ ابو سعيد قيلوى قلورى « 1 »
از بزرگان اهل معرفت و محقّقين صاحب انفاس صادقه و افعال خارقه و معارف و كرامات است كه در قلويه ساكن بود و مردم از اطراف به زيارتش مىشتافتند . سال قريب به 557 چشم از جهان فروبست و همان جا به خاك سپرده شد .
گفتار
- « مِن شرط الفقر [ فقير ] أن لا يملكَ شيئاً ، و لا يملكه شىءٌ ، و أن يصفو قلبَه من كلّ دنسٍ ، و يسلم صدرَه لكلّ أحدٍ ، و تسمح نفسه بالبذل والإيثار . »
از جمله شرايط فقر آن است كه هيچ چيز را مالك نباشد [ خود را مالك چيزى نداند ] و هيچ چيز هم مالك او نشود [ دل به چيزى نبندد ] و دلش از هر آلودگى و چرك پاك شده و سينهاش براى همگان به صلح و آشتى ، و نفسش [ نسبت به ديگران ] بذل و بخشش داشته و آنان را بر خود مقدّم داشته و ايثار داشته باشد .
- « التّوحيدُ غضُّ الطَّرف عن الأكوان بمشاهدة مكوِّنِها - سبحانه و تعالى - . »
توحيد و يگانه پرستى عبارت است از بستن چشم از موجودات به واسطهى مشاهدهى خالق آنها - سبحانهوتعالى - .
- « العارفُ وحدانىُّ الذّات ، لا يقبله أحدٌ ، و لا يقبل أحداً . »
عارف ذات و وجودش يگانه است ، هيچ كسى او را نمىپذيرد و او نيز كسى را نمىپذيرد . « 2 »
هامش
( 1 ) . قيلوى : منسوب به قيلُويه : 1 . روستايى در نواحى طبرآباد ؛ 2 . روستايى واقع در نهر الملك ؛ قَلَوّرى : منسوب به : 1 . قَلَوّره ، نام جد ؛ قَلَّورى : منسوب به قلوريه ، جزيرهاى واقع در صِقِلّيه .
( 2 ) . طبقات شعرانى ؛ كرامات الأولياء .