ثنا و توصيف الهى
763 . « أللَّهمَّ ! يا ذَا المُلكِ المُتابِّدِ بِالخُلود و السلطانِ المُمتنعِ بِغير جنودٍ و لا أعوانٍ و العزَّ الباقي على مَرّ الدهورِ و خَوالِى الأعوامِ و مَواضي الأزمانِ و الأيّامِ . عزَّ سلطانُك عِزّاً لا حدَّ له بِأوّليّةٍ و لا مُنتهى له بِآخرِيّةٍ واستَعلَى مُلكُك عُلوّاً سقَطَت الاشياءُ دون بلوغِ أمدِه و لا يبلُغُ أدنى ما اسَتأثَرتَ بِه من ذلك أقصَى نعتِ الناعتينَ . ضلَّت فيك الصفاتُ و تفسَّخَت دونَك النُعوتُ و حارَتْ في كِبريائك لَطائفُ الأوهامِ . كَذلك أنتَ اللَّهُ الأوّلُ في أوّلِيَّتك و على ذلك أنت دائمٌ لا تَزولُ . » « 1 »
خداوندا ! اى دارنده پادشاهى جاودانه وحكومت باز دارنده بدون لشكر و ياور و عزت پايدار درطول روزگار و سالهاى گذرا وزمانها و روزهاى ره سپارنده .
فرمانروايى تو چنان بلندمرتبه است كه آغاز و پايان ندارد و حكومتت چنان عالى مرتبه است كه همه چيز از رسيدن به كنه آن درمانده است و نهايت توصيف وصف كنندگان به كمترين مرتبهاى كه از آن خود ساختهاى نمىرسد . صفتها در بيان تو گمراه شدند و رشته بيان و توصيف ، قبل از رسيدن به تو از هم گسيخت و افكار و انديشههاى باريك در مقام بزرگى است ، سرگردان شدند و تو ، اى خداى بزرگ ! هماره در ازل به همين ويژگى و اوصاف بودهاى و پيوسته چنين خواهى بود .
درخواست خير و معرفت
764 . « و اقْضِ لي بِالخيرَةَ و ألهِمْنا معرفةَ الاختيارِ و اجعَلْ ذلك ذَريعةً إلى الرضا بِما قَضيتَ لنا والتسليمِ لِما حكمتَ . » « 2 »
و دربارهام به نيكى و خير حكم نما و آشنايى به گزينشت را به ما بفهمان و آن را وسيله خشنودى به قضايت و رام بودن در برابر حُكمت قرار ده .
هامش
( 1 ) . صحيفه سجاديّه ، دعاى 32 .
( 2 ) . صحيفه سجاديّه ، دعاى 33 .