ستايشت تكويناً و به غير تكوين ( و از اسباب و مسبَّبات و خارج بهره گرفتن ) به غير حضرتت سبحانه در تمام امور تحقّق پيدا كند و نيز از نظر تشريع ، امكان ندارد به غير تكوين امر شده باشم ؛ زيرا تشريع همواره بر وفق تكوين و غيرتكوين مىباشد و در واقع « أَطَعْتُكَ » ، همان تشريع و پياده كردن تكوين و غيرتكوين است و « عَصَيْتُكَ » رفتار خود را بر خلاف تكوين و غيرتكوين قرار دادن ، لذا حجّت الهى برچنين بندهاى قايم مىباشد كه فرموده شده : « وَ لَكَ الْحُجَّةُ إِنْ عَصَيْتُكَ . »
اين جاست كه مىبينيم ، بلافاصله جملههاى پيشين را با جملههاى بعد « يا كائِنَ قَبْلِ كُلِّ شَىْءٍ . . . » تكميل ، بلكه معلَّل مىفرمايد ، فتأمّل ، واللَّه يعلم .
( 20 )
« أَللَّهُمَّ ، إِنِّى أَعُوذُ بِكَ مِنَ الْعَدِيلَةِ عِنْدَ الْمَوْتِ ، وَ مِنْ شَرِّ الْمَرْجِعُ فِى الْقُبُورِ ، وَ مِنَ النَّدامَةِ يَوْمَ الْآزِفَةِ . »
خدايا ، به تو پناه مىبرم از بازگشت [ از باورهاى درست ] هنگام مرگ و از اين كه به صورت زشت به قبر بازگردم و در روز قيامت پشيمان گردم .
وجه پناه بردن ائمه - عليهمالسّلام - به خداوند از سختىهاى موت و بعد از آن
وقتى اولياى ما - عليهمالسّلام - گفتارشان اينگونه باشد كه در اين دعا آمده و معلوم است كه در مقام تعليم به ديگران نبودهاند ( زيرا خود در نماز شب و در سجده چنين سخنانى را داشتهاند ) ، ما بندگان سراپا خطاكار و عمرى سر به گريبان هوا و هوس برده و اطاعت شيطان نموده و گرفتار محبّت دنيا و تعلّقاتش بوده ، چه بايد بگوييم ؟
توضيح چنين بياناتى نسبت به امامان معصوم - عليهمالسّلام - ، مكرر گذشت و در اين جا تكرار نمىشود . خلاصهاش اين است كه آن بزرگواران با همه منزلتهاى معنوى ، باز هم چون ديگران ، خويش را در لباس بشريّت مىنگرند و خود را بنده الهى و فقير