« وَ أَنِرْ أَبْصارَ قُلُوبِنا بِضِياءِ نَظَرِها إِلَيْكَ حَتّى تَخْرِقَ أَبْصارُ الْقُلُوبِ حُجُبَ النُّورِ . »
و ديدگان دلهاى ما را با فروغ نگاهى كه به تو مىافكنند ، روشنى بخش ، تا ديدگان دلها ، پردههاى نور را بردرند .
اين جاست كه شهود تامّ حضرت حقّ سبحانه براى عارف حاصل خواهد شد ، چنان كه فرموده شد :
« فَتَصِلَ إِلى مَعْدِنِ الْعَظَمَةِ وَ تَصِيرَ أَرْواحُنا مُعَلَّقَةً بِعِزِّ قُدْسِكَ . »
و به سرچشمهى بزرگوارى باريابند و جانهايمان به شكوه قدس تو درآويزند .
تحليل معناى حجب نسبت به پيامبر - صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - و اوصياى آن حضرت
بيانات فوق در اطراف جملههاى مناجات شعبانيّه براى اين بود كه پرده از معناى حجاب به طور عموم و به خصوص انبيا و اوصيا ، به ويژه نبىّ گرامى - صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - و اوصيايش - عليهمالسّلام - برداشته شود ؛ زيرا اگر « أَلْحُجُب » را در جمله زيارت فوق ، صفت براى رسولاللَّه - صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - و اوصياى او - عليهمالسّلام - باشد ، چنان كه در حديث نسبت به رسولاللَّه - صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - آمده است :
« بِنا عُبِدَاللَّهُ ، وَ بِنا عُرِفَ اللَّهُ وَ بِنا وُحِّدَاللَّهُ ، وَ مُحَمَّدٌ حِجابُاللَّهِ . » « 1 »
به ما خدا عبادت مىشود و به ما خدا شناخته مىشود و به ما خدا به يگانگى ستوده مىشود و حضرت محمد ، دربانِ خدا است .
اوصيايش - عليهالسّلام - بلكه انبياى گذشته و اوصيايشان - عليهمالسّلام - نيز بنابر معناى فوق ، در توضيح مناجات ، چنانند ؛ با اين تفاوت كه آن بزرگواران - عليهمالسّلام - دوام انقطاع و خارج بودن از حجابهاى ظلمانى و نورانى را خواهانند و ديگران ، تقاضاى بيرون شدن و توجّه نداشتن به آن حجابها را مىنمايند . « 2 »
هامش
( 1 ) . بحارالانوار ، ج 23 ، ص 102 ، حديث 8 .
( 2 ) . در كتاب « سرّالإسراء » نسبت به معناى حجاب در مواردى گفتگوى از آن نمودهايم ، به فهرست موضوعى آن رجوع شود .