آن مشغول نكند يا در آن سهو نكند ، به هر اندازه كه بر نماز روى آورد ، خداوند بر او روى مىآورد ، پس چه بسا كه نصف يا 14 يا 13 يا 15 نماز او بالا برده [ و قبول ] مىشود و تنها از اين جهت به سنّت [ و نماز مستحبى ] دستور داده شدهايم ، تا به واسطهى آن ، آن چه كه از نماز واجب [ از دست ] رفته كامل گردد .
- « صَلاةُ النَّوافِلِ قُرْبانُ كُلِّ تَقِىٍّ . » « 1 »
نمازهاى مستحبّى [ سبب ] نزديكى [ و قربانى ] هر شخص تقوى پيشه است .
- « إِنَّما جُعِلَتِ النّافِلَةُ لِيَتِمُّ بِها ما يَفْسُدُ مِنَ الْفَريضَةِ . » « 2 »
تنها از اين جهت نماز مستحبّى قرار داده شده تا آن مقدار از نماز واجب كه فاسد شده ، كامل گردد .
توسعه در معناى نافله
ممكن است منظور از نوافل در دعا ، مطلق مستحبّاتى باشد كه از نظر شرع مقدّس وارد شده ؛ زيرا نافله ، به معناى زيادى مىباشد و مستحبّات زيادى بر واجبات است و تقاضاى فوق براى آن باشد كه انجام نوافل و اعمال مستحب به واجبات - كه قرب ذاتى بندگان را در بردارد - آرايش خاصّى را عطا نمايد . شايد بتوان براى بيان دوّم ، به حديث ذيل استشهاد نمود :
« إِنَّ اللَّهَ - جَلَّ جَلالُهُ - قالَ : ما تَقَرَّبَ إِلَىَّ عَبْدٌ مِنْ عِبادى بِشَىْءٍ أَحَبَّ إِلَىَّ مِمَّا افْتَرَضْتُ عَلَيْهِ ، وَ إِنَّهُ لَيَتَقَرَّبُ إِلَىَّ بِالنّافِلَةِ حَتّى أُحِبَّهُ ، فَإِذا أَحْبَبْتُهُ كُنْتُ سَمْعَهُ الَّذى يَسْمَعُ بِهِ ، وَ بَصَرَهُ الَّذى يُبْصِرُ بِهِ ، وَ لِسانَهُ الَّذى يَنْطِقُ بِهِ ، وَ يَدَهُ الَّتِى يَبْطِشُ بِها ، إِنْ دَعانى أَجَبْتُهُ ، وَ إِنْ سَأَلَنِى أَعْطَيْتُهُ . » « 3 »
همانا خداوند - جلّجلاله - مىفرمايد : هيچ يك از بندهاى از بندگانم به هيچ چيز دوست داشتنى از آن چه كه بر او واجب نمودم ، به سوى من نزديك نمىشود و به
هامش
( 1 ) . وسائل الشيعه ، ج 3 ، ص 54 ، باب 17 ، حديث 9 .
( 2 ) . وسائل الشيعه ، ج 3 ، ص 54 ، باب 17 ، حديث 10 .
( 3 ) . وسائل الشيعه ، ج 3 ، ص 53 ، حديث 6 ، از باب 17 .