و در حديث آمده است :
- « أَما ! إِنَّهُ لَيْسَ عِرْقٌ يَضْرِبُ وَ لا نِكْبَةٌ وَ لا صداعٌ وَ لا مَرَضٌ ، إِلّا بِذَنْبٍ وَ ذلِكَ قَوْلُ اللَّهِ - عَزَّوَجَلَّ - فِى كِتابِهِ :
وَ ما أَصابَكُمْ مِنْ مُصِيبَةٍ فَبِما كَسَبَتْ أَيْدِيكُمْ وَ يَعْفُوا عَنْ كَثِيرٍ
« 1 » . » « 2 »
آگاه باشيد ! كه هيچ رگى [ در بدن ] نمىزند و هيچ گرفتارى و سردرد و بيماريى پيش نمىآيد ، مگر به واسطهى گناه . و اين [ مفهوم ] همان فرمايش خداوند - عزّوجلّ - در كتابش است كه : « و هر مصيبتى كه به شما مىرسد ، به واسطهى دستآورد و اعمال خود شماست و خداوند از بسيارى [ از آنها ] عفو و گذشت مىكند . »
- « ما مِنْ نِكْبَةٍ تُصِيبُ الْعَبْدَ إِلّا بِذَنْبٍ ، وَ ما يَعْفُو عَنْهُ أَكْثَرُ . » « 3 »
هيچ گرفتارى و مصيبتى به بنده نمىرسد ، مگر به واسطهى گناه و آن چه خداوند عفو مىفرمايد ، بيشتر است .
اخلاق حسنه ؛ آراستگى به زيبايىهاى فطرى
ثانياً معلوم شود پاكيزه شدن از عيبها ، چه اثراتى را براى مؤمن ، از جهت كمالات معنوى دارد كه فرموده شده : « وَ طَهِّرْنى فِيهِ مِنَ الْعُيُوبِ . »
مراد از عيوب در اين فراز ، تنها عيبهاى باطنى و اخلاق و صفات ناپسنديده است ؛ زيرا آنها با مقام خلافة اللّهى و مزيّن بودن بشر به تمام اسامى خداوند ، تنافى و تضادّ دارد و بلكه با جهل و شرور و فساد عالم خاكى سازگار مىباشد و اما برعكس ، تمام اخلاق حسنهاى كه با خُلق الهى توافق داشته باشد را مىتوان « اخلاق حسنه » ناميد و در واقع خواسته دعا : « وَ طَهِّرْنِى فِيهِ مِنَ الْعُيُوبِ » تقاضاى اخلاق الهى و فطرى مىباشد و
هامش
( 1 ) . سورهى شورى ، آيهى 30 .
( 2 ) . وسائل الشيعه ، ج 11 ، ص 237 ، باب 41 ، حديث 1 .
( 3 ) . وسائل الشيعه ، ج 11 ، ص 238 ، باب 41 ، حديث 6 .