است بر اين كه از معانى فوق ( براى سه بخش ) جهات معنوى اراده شده ؛ زيرا صحبت و معاشرت با نيكان و برجستگان است كه سبب مىشود بشر از عصيان و اخلاقهاى ناپسند پاكيزه گردد و از تعلّقات عالم طبيعت تجافى حاصل نمايد و مراتب تقوا را به دست آرد ، چنان كه در حديث آمده است :
- « جَعَلَنَا اللَّهُ وَ إِيّاكُمْ مِمَّنْ يَسْعى بِقَلْبِهِ إِلى مَنازِلِ الْأَبْرارِ بِرَحْمَتِهِ . » « 1 »
خداوند ، ما و شما را از كسانى كه به واسطهى رحمت الهى ، با دلشان به منزلتهاى ابرار و نيكان مىشتابند ، قرار دهد .
- « أَفْضَلُ الْبِرِّ ما أُصيبَ بِهِ الْأَبْرارِ . » « 2 »
برترين نيكوكارى ، نيكوكاريى است كه به ابرار و نيكان برسد .
- « إِنَّما طَبايِعُ الْأَبْرارِ طَبايِعُ مُحْتَمِلَةٌ لِلْخَيْرِ ، فَمَهْما حُمِلَتْ مِنْهُ احْتَمَلَتْهُ . » « 3 »
نهاد ابرار و نيكان ، طبيعت و سرشتى است كه تحمّل خير و خوبى را دارد ، لذا هر خيرى بر آن نهاده شود ، بر مىدارد [ قبول مىكند ] .
- « نُفُوسُ الْأَبْرارِ نافِرَةٌ نُفُوسَ الْأَشْرارِ . » « 4 »
جانهاى ابرار و نيكان ، از جانهاى بدان متنفّر و گريزان است .
مقام عزت الهى ؛ رهايى بخش انسان از اسارت جهل و شرّ
در آخر اين پنج خواسته ، از مقام و صفت عزّت پروردگار و مسكنت و ناچيزى بندگان ذكر شده : « يا قُوَّةَ الْمَساكِينِ ! [ يا قُرَّةَ عَيْنِ الْمَساكِينِ ! ] » با اين بيان خواننده را متوجه مىسازند كه بشر ، به اقتضاى بشريّت خاكى ، جهل و شرّ بر او غالب است و اسير امور متعلّقه به آن دو مىباشد و تنها مقام عزّت او سبحانه است كه مىتواند وى را از اين اسارت نجات بخشد و به كمالات ياد شده فوق برساند .
هامش
( 1 ) . نهج البلاغه ، خطبه 165 .
( 2 ) . غرر و درر موضوعى ، باب البرّ ، ص 33 .
( 3 ) . همان .
( 4 ) . همان .