حلاوت ذكر ؛ در تمامى لحظات
امّا اين كه مراد از ذكر ، ذكر و ياد قلبى خدا در همهى لحظات ، از جمله در عبادات و غير آن باشد يا مراد بهرهمندى و لذّت بردن از عبادات و اذكار لفظى است ؟ هر دو معنا با بيان « وَارْزُقْنِى » سازش دارد ؛ ولى معناى اوّل با - توجه به بيان « أَذِقْنِى » - بيشتر مىتواند مورد نظر باشد ؛ زيرا چشانيدن در دعا ، به باطن مربوط مىشود .
لزوم تقاضاى الهام شكر
امّا دربارهى جملهى سوم : « وَ أَوْزِعْنِى فِيهِ أَدآءَ شُكْرِكَ » گمان مىشود شكر بنده ، در مقابل نعمتهاى پروردگار متعال اراده شده باشد . نعمتهاى حضرت حق نيز قابل شمارش نمىباشد :
وَ إِنْ تَعُدُّوا نِعْمَتَ اللَّهِ لا تُحْصُوها
« 1 » ؛ ( و اگر نعمت خدا را بشماريد ، نمىتوانيد بر آن احاطه نموده و آن را بشمار درآوريد . ) ، چگونه شكر او سبحانه نسبت به يكى از نعمتها چون نفس كشيدن - كه حيات و بقاى بشر بر آن است - امكان دارد ؟ ! ، از اين فرموده شده : « وَ أَوْزِعْنِى » يعنى « أَلْهِمْنِى » و به راستى اگر الهام الهى نباشد ، غفلت بشر اجازه نمىدهد حتى شكر يك نعمت او را به جاى آورد . علاوه در يك نسخه ، جملهى « بِكَرَمِكَ » ذيل جمله گذشته و در آخر جمله ، « يا خَيْرَ النّاصِرِينَ ! » آمده است .
و مراد از شكر هر نعمتى ، قطعاً به كار بستن نعمتهاى الهى در طريق عبوديّت او سبحانه مىباشد .
و امّا در جملههاى بخش چهارم : « وَاحْفَظْنِى بِحِفْظِكَ . . . » هر چند تقاضاى محفوظ ماندن از خطرات معنوى و يا ظاهرى هر دو مىتواند اراده شده باشد ، ولى احتمال مورد اوّل كه با بيانات جملههاى گذشته مناسبت دارد ، قوىتر است ؛ زيرا محفوظ داشتن پروردگار بندگانش را از خطرات معاصى و هواهاى نفسانى و شيطان و غفلتها
هامش
( 1 ) . سورهى ابراهيم ، آيهى 34 .