-
وَ ما أُمِرُوا إِلَّا لِيَعْبُدُوا إِلهاً واحِداً لا إِلهَ إِلَّا هُوَ
« 1 »
و امر نشدهاند مگر اين كه معبود يگانه را بپرستند ، معبودى جز او نيست .
- فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها
« 2 »
پس بدون انحراف ، روى [ و تمام وجود ] خويش را به سوى دين برپا دار ، همان سرشت خدايى كه خداوند مردم را بر آن سرشت .
اگر چه معناى اوّل در نظر مطلوب مىآيد ؛ ولى با توجه به : « إِقامَةِ أَمْرِكَ » ، بيان دوّم را مىتوان مورد نظر قرار داد ؛ زيرا برپاداشتن واقعى امر الهى وقتى حاصل خواهد شد كه تمام شرايط ملحوظ شده در هر امرى تحقّق پيدا كند .
دو احتمال در معناى حلاوت ذكر
در جملهى دوّم : « وَارْزُقْنِى فِيهِ حَلاوَةَ ذِكْرِكَ » هم شيرينى ذكر و ياد خداوند نسبت به بنده مىتواند مقصود باشد ، چنان كه خداوند مىفرمايد :
فَاذْكُرُونِي أَذْكُرْكُمْ
« 3 »
پس مرا ياد نماييد ، تا من نيز به ياد شما باشم .
و هم ياد بنده نسبت به خداى متعال ، چنان كه مىفرمايد :
- الَّذِينَ آمَنُوا وَ تَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِكْرِ اللَّهِ أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ
« 4 »
آنان كه ايمان آورده و دلهايشان به ياد خدا آرام مىگيرد ، آگاه باشيد كه دلها تنها به ياد خدا آرام مىگيرد .
- رِجالٌ لا تُلْهِيهِمْ تِجارَةٌ وَ لا بَيْعٌ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ
« 5 »
مردانى كه هيچ تجارت و يا خريد و فروشى آنها را از ياد خدا به خود ، مشغول نمىسازد .
هامش
( 1 ) . سورهى توبه ، آيهى 31 .
( 2 ) . سورهى روم ، آيهى 30 .
( 3 ) . سورهى بقره ، آيهى 152 .
( 4 ) . سورهى رعد ، آيهى 28 .
( 5 ) . سورهى نور ، آيهى 37 .