( 597 )
« إِغْفِرْلِى مَغْفِرَةً تُطَهِّرُ بِها قَلْبِى ، وَ تَشْرَحُ بِها صَدْرِى ، وَ تُنَوِّرُ بِها بَصَرِى ، وَ تَجْلُو بِها الْعَمى عَنْ قَلْبِى ، وَ تُوجِبُ لِى بِها رِضْوانَكَ وَالْجَنَّةَ يا أَرْحَمَ الرّاحِمِينَ ! » « 1 »
مرا چنان بيامرز ، كه قلبم به واسطهى آن پاكيزه و سينه و دلم را گشوده و ديدهام را روشن و كورى دلم را بر طرف و خشنودىات را بر من ارزانى دارى . اى مهربانترين مهربانها !
از اين فراز به خوبى روشن مىشود كه مراد از مغفرت ، تنها آمرزش از گناهان نيست و همين مطلب گفتار گذشته ما در بخش دوم از دعاى روز بيست و هشتم در توضيح مغفرت را تأييد مىكند .
مغفرت خاص الهى ؛ پاك كنندهى قلب و آثار شگرف اين پاكيزگى
امّا در مورد مغفرتى كه قلب به آن پاكيزه شود ، اوّل بايد مراد از قلب روشن شود تا در مرحلهى دوّم پاكيزگى آن به مغفرت معلوم گردد . قطعاً مراد از قلب ، قلب صنوبرى ، عقل ، قواى فكريّه و . . . نمىباشد ؛ زيرا قلب ، حقيقت مجرّدهاى است كه بشر ، همه چيز را به آن تعقّل و تفكّر و غيره مىنمايد و در اثر توجه او ( غير از انبيا و اوصيا ) به عالم طبيعت و گناهان ، ميان خود و آن ديوارها ايجاد نموده ، به گونهاى كه نمىتواند تعقّل و تفكّر و . . . در كار خود را صحيح و موافق با خواست قلب انجام دهد . امّا هنگامى كه مغفرت خاصّ الهى شامل حال قلب انسانى شود و موانع از سر راهش برداشته گردد ، قلب كار خود را بدون هيچ مانعى خواهد كرد و به راهنمايى عقل و اعضاى ظاهر و قواى باطنى خواهد پرداخت و صاحب قلب سليم ، هيچ لحظهاى از توجّه به فطرت
هامش
( 1 ) . اقبال الاعمال ، ص 247 .