( 398 )
« أَللَّهُمَّ ! لا مُقَدِّمَ لِما أَخَّرْتَ ، وَ لا مُؤَخِّرَ لِما قَدَّمْتَ » « 1 »
خداوندا ! آن چه را كه تو تأخير انداختهاى ، كسى نمىتواند جلو بيندازد ، و آن چه را كه تو مقدّم داشتهاى ، كسى نمىتواند به تأخيرش بياندازد .
توحيد افعالى در بر آورده شدن حوايج
اين جمله ، به رزقهاى ظاهرى و معنوى و قضاى حوايج در دعاها و امر موت و حيات و . . . نظر دارد . در هر حال ، اين دو فراز و جملههاى گذشتهى اين دعا ، بيانگر آن است كه هيچ امرى در عالم تحقّق نيافته و نمىيابد ، مگر اين كه دست با عنايت و نامهاى جمالى و جلالى حضرت حقّ سبحانه در آن نقش تمام دارد و بندگان بايد خود را براى پذيرش آنها آماده كنند و در برابر آن ، چون و چرا نداشته باشند . از اين رو ، افزون بر آن كه در آغاز دعا آمده بود : « أَللَّهُمَّ لَكَ الْحَمْدُ كُلُّهُ . » در پايان دعا نيز حضرت حق را به اسمهاى جلالى و جمالى خوانده و مىفرمايد :
( 399 )
« أَللَّهُمَّ ! أَنْتَ الْحَلِيمُ فَلا تَجْهَلُ ، أَللَّهُمَّ ! أَنْتَ الْجوادُ فَلا تَبْخَلْ ، أَللَّهُمَّ ! أَنْتَ الْعَزيزُ فَلا تُسْتَذَلُّ ، أَللَّهُمَّ ! أَنْتَ الْمَنِيعُ فَلا تُرامُ ، أَللَّهُمَّ ! أَنْتَ ذُوالْجَلالِ وَ الْإِكْرامِ ، صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ . » « 2 »
خداوندا ! تو بردبارى ، لذا عمل جاهلانه از تو سر نمىزند ، خدايا ! تو بخشندهاى ، لذا بخل نمىورزى ، خداوندا ! تو سربلندى ، لذا هيچ كسى و هيچ چيزى نمىتواند تو را خوار نمايد ، خدايا ! تو سرافراز و نيرومند و
هامش
( 1 ) . اقبال الاعمال ، ص 174 .
( 2 ) . همان .